روی خط اینترنت



وبلاگ من تشکیل شده از اطلاعات روز کامپیوتر

صفحه اصلي | درباره من | آرشيو


شهادت خضرت فاطمه(س)

ارسال شده در : 1387/3/13 10:39 AM

زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (س) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، �اهتمام و جديت نسبت به دين� بوده است.
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) كه همچو تندبادى بر آن �
ياس نبى� وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن �ريحانه رسول
� گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن �سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل� است.
- ولادت حضرت فاطمه (س) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (س) با پيامبر اسلام (ص) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (س) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز �دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (ص)�
- كودكى فاطمه مرضيه (س) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.
اوج اين سختى، در سه ساله محاصره در شعب ابى طالب (ع) به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (ص) به وعده هاى فريباى سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: �اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.� و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
- آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
- عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
براساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (ص) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (س) عطاخواهد كرد و امت او را به شهادت خواهند رساند.
حضرت فاطمه (س) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (س) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: �.
.. كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.

اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.
- گذشته از جهت گيرى كلى در زندگانى حضرت زهرا (س)، تعاليم آن بانو نيز در جهت ترويج و تشويق �اهتمام به دين� قرار داشت. امام عسگرى عليه السلام نقل مى فرمايد: كه روزى خانمى خدمت حضرت زهرا (س) آمد و سؤالاتى راجع به نماز پرسيد. چون تعداد سؤالات زياد و زمان طولانى شد، زن خجالت كشيد و گفت: بس است ديگر زحمت نمى دهم.
بانوى اسلام فرمود: هرچه مى خواهى بپرس. آيا اگر كسى اجير شود كه بار سنگينى را به بام برساند و يكصدهزار دينار (طلا) اجرت دريافت كند اين كار بر او سخت مى آيد؟... من سزاوارترم كه اين كار برم گران نيايد. از پدرم رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: دانشمندان شيعه ما در روز قيامت درحالى محشور مى شوند كه به اندازه فهم و دانش و كوشش آنان در راه ارشاد بندگان، بر قامتشان خلعت هاى كرامت و بزرگوارى افكنده مى شود.
اين نحوه برخورد بانوى بزرگ اسلام، نوعى ارائه الگوى عملى به پيروانش در جهت اهميت دادن به فهم و پرسشگرى دين و فرهنگسازى دراين زمينه است.
در موردى ديگر حضرت زهرا (س) به خانمى حجت و استدلالى آموخت تا در بحث بر مبلغ معاندى پيروز شود.
زمانى كه آن زن پس از غلبه بر مخالف، ابراز شادى زيادى نمود، حضرت به او فرمودند: شادى فرشتگان به واسطه غلبه تو بر آن زن بيش از سرور تو است و غصه شيطان و عوامل او به واسطه حزن آن زن معاند، بيش از غصه خود او است.
- ماجراهايى كه پس از رحلت رسول خدا (ص) بر فاطمه مرضيه (س) گذشت و شدت حزن و اندوه آن گرامى در آن دوران به وصف نمى آيد.
تعبير خود ايشان در شعر منسوب به حضرتش اين است: �
مصيبت هايى بر من فروريخت كه اگر به روزها افكنده مى شد آنها را به شبهاى تاريك بدل مى نمود.

آن بانو به موجب كلام امام صادق عليه السلام، پس از درگذشت پدر، دائماً اشكبار بود و پى در پى از شدت غصه از حال مى رفت و جسم مباركش مستمراً تراشيده مى شد. اما آن ولى و حجت الهى به همه اين اندوهها جهت الهى داد و همه را براى تقويت دين خدا و تحكيم موقعيت وصى و جانشين رسول خدا (ص) هزينه كرد و در كمال ماتم زدگى، مصائب خود را زمينه نهيب زدن بر مردمانى قرارداد كه غفلت و مصلحت انديشى دنيايى در خطر برگشت به جاهليت قرارشان داده بود.
اين چنين بود كه زهراى اطهر (س) در چهره بزرگترين حامى و پيشواى مظلوم خويش ظاهر شد و سند حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام و مظلوميت آن جناب را با خون خود مهر كرد و ابديت بخشيد.
حضرت فاطمه زهرا (س) در دوران كوتاه رحلت رسول خدا (ص) با شهادت خويش، يكبار به مسجد نبوى پاى گذاشت و خطبه خواند چنان كه عظمت و هيبت كلام فاطمى ستونهاى مسجد و بلكه عرش الهى را به لرزه انداخت.
در شرايطى كه جو سنگين حاكم بر مدينه نفس ها را در سينه ما خفه مى كرد، دختر پيامبر (ص) حقايق را در چهره مسلمانان نهيب زد: اى بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهى و حاملان دين و وحى او هستيد، شما امانتداران خدا بر خويشتن بوده و مأمور رسانيدن احكام دين او به ملل ديگر مى باشيد...
به سوى شما از ميان خودتان پيامبرى آمد كه رنج و ناراحتى شما بر او دشوار بود و بر ايمان آوردن شما حرص مى ورزيد و به مؤمنين دلسوز و مهربان بود...

و هنگامى كه خداى تعالى خانه جاودانى انبيا و جايگاه برگزيدگان را براى پيغمبرش اختيارنمود، كينه هاى درونى و نفاق شما ظاهر گشت و جامه دين مندرس و فرسوده شد، گمراهان خاموش به سخن درآمدند و گمنامان فرومايه دعوى نبوغ كردند. شتر باطل گرايان به صدا درآمد و در صحن خانه هايتان جولان نمود. شيطان از كمينگاه خود درحالى كه شما را به سوى خود مى خواند سركشيد و ديد كه چه زود دعوتش را پذيرفتيد...
كجا مى رويد در حالى كه كتاب خدا پيش روى شما است. كتابى كه مطالب و امورش هويدا و احكامش درخشان و نشانه هايش روشن و نواهيش آشكار و اوامرش واضح است و شما آن را پشت سر خود انداخته ايد؟ آيا قصد اعراض از قرآن را داريد و يا به غير قرآن مى خواهيد داورى كنيد و حكم غير قرآن براى ستمكاران چه بد جزايى است! و هر كه جز اسلام دين ديگرى اختيار كند از او پذيرفته نشود و در قيامت جزو زيانكاران خواهد بود. همه هستى و لحظه لحظه عمر حضرت فاطمه مرضيه (س) يك بانگ را تكرار مى كرد. فرياد اعتنا و توجه به دين خدا، آنچنان كه خداوند خود خواسته و بدان امر فرموده: �
فرياد بيدار باش به مسلمانان كه خط اصيل دين را گم نكنند
� و اين نهيب ها در دوران پررنج پس از پيامبر (ص) تا لحظه شهادت بانوى اسلام، به شكل فريادهاى اعلام مظلوميت على اميرالمؤمنين عليه السلام و يادآورى حق پايمال شده او كه نشانه زير پا نهادن دين خدا بود، درآمد.
باشد كه ما به عنوان شيعيان فاطمه زهرا (س) و عزاداران مصائب او اين پيام را دريابيم. به دين خدا اهتمام ورزيم و بكوشيم تا خط ولايت علوى عليه السلام را گم نكنيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


محدود کردن زمان کار با کامپیوتر برای بچه ها (در ویندوز XP)

ارسال شده در : 1387/3/6 11:13 AM

در اين ترفند جالب شما به عنوان سرپرست (Admin) مى توانيد براي ورود ساير كاربران به سيستم محدوديت زمانى قرار دهيد. براى اين منظور از منوى Start گزينه Run را برگزينيد و سپس فرمان cmd را وارد كنيد تا به خط فرمان دسترسى پيدا كنيد. ::victory::
حالا از دستور net user استفاده مى كنيم.اين دستور اگر به تنهائى استفاده شود فهرست كاربران را نمايش مى دهد. اما ما بايستى براى ايجاد محدوديت زمانى از پارامترهاى زير همراه اين دستور بهره گيريم:

net user user-name /time:times

اكنون با چند مثال به بررسى بيشتر اين موضوع مى پردازيم. فرض کنید اسم یکی از پسرهای شما رضاست و رضا درس نمی خواند و به صورت مدوام پشت کامپیوتر بازی می کند و شما می خواهید محدودش کنید. ::winking:: راه حل:

- net user reza /time:M-F,08:00-17:00

در اين مثال كاربرى به نام رضا مى تواند در روزهاى دوشنبه تا جمعه (Monday to Friday)از ساعت 8 صبح تا ساعت 5 بعد از ظهر واردمحيط ويندوز XP شود. ::rollingeyes::

و علی پسر بزرگ شماست که قرار است امسال کنکور دهد: ::doc::

- net user ali /time:M,4am-5pm;S-M,8:00-17:00

در اين مثال كاربري به نام على مى تواند یکشنبه ها و دوشنبه ها از ساعت8 صبح تا 5 بعدازظهر وارد محيط ويندوز XP شود. ::balbalo::


احمد هم ته تغاریه :D : (نگفته بودید این همه بچه دارید ::devil:: )

- net user ahmad /time:all

در اين مثال احمد مى تواند در هر ساعتى وارد محيط ويندوز XP شود. دقت كنيد كه شما با اين فرمان نمى توانيد كاربرى را پس از اتمام زمان فعاليتش از محيط ويندوز XP خارج كنيد و فقط مى توانيد براي زمان ورود كاربران محدوديت قرار دهيد. پس ناچار هستید مامان بچه ها را نگهبان بگذارید تا سر ساعت کامپیوتر را خاموش کند. ::winking::


توجه : (اگر احیانا بچه ها این پست را یواشکی می خوانند) حالا شما برای باباتون زمان تعیین کنید ::devil::
(با صدای بلند: [color=#BF00FF]مگر نگفتم بچه ها این پست را نخوانند[/color]) ::biglie::

_________________
نه زمین باش و نه خاک
که تو را خوار کنند
وانگهی ذهن تو را پر، ز مردار کنند
آسمان باش که خلقي به نگاهت بخرند
وز پی دیدن تو ، سر به بالا ببرند


تاثیر بازی های کامپیوتری بر زندگی روزمره

ارسال شده در : 1387/3/6 11:07 AM

امروزه بازی های کامپیوتری نه فقط ابزاری برای سرگرمی و تفریح، بلکه یکی از بزرگترین صنایع دنیای فناوری ارتباطات و اطلاعات هستند. صنعتی که در دو دهه اخیر، تاثیرات عظیمی بر سخت افزارها و نرم افزارهای مورد استفاده در سرتاسر جهان به جای گذاشته است.
شناخت اندکی که نسبت به این صنعت در کشور ما وجود دارد، باعث شده است تا بیشتر افراد، بازی های کامپیوتری را ویژه کودکان بدانند و آن را نوعی تفریح جهت اوقات فراغت بپندارند. حال آنکه در اکثر کشورهای جهان، این بخش از علوم ICT جزو تخصص های مهم به شمار می رود و اهمیت بسزایی دارد. هم اکنون رشته معماری و طراحی بازی های کامپیوتری در بسیاری از دانشگاه های معتبر جهان تدریس می شود و فارغ التحصیلان این رشته ها مانند میلیون ها نفر دیگر در این صنعت نوین، مشغول به کار می شوند.


متاسفانه یکی از باورهای اشتباه در مورد بازی های کامپیوتری این است که این بازی ها تاثیر مخربی بر روح، روان و شخصیت افراد دارند. هر از گاهی اخباری از مناطق مختلف جهان به گوش می رسد که فلان نوجوان به دلیل اینکه مثلا 15 ساعت بدون وقفه مشغول بازی با کامپیوتر بود، دچار حمله های عصبی شد و کارش به بیمارستان کشید!

آیا چنین مواردی می تواند دلیلی بر نفی عملکرد مثبت بازی های کامپیوتری باشد؟ 15 ساعت رانندگی مداوم نیز می تواند هر انسانی را از پای درآورد. آیا به این دلیل میتوان گفت رانندگی، سرتاسر ضرر و تاثیر منفی است؟ 15 ساعت گوش کردن به ملایم ترین موسیقی ها نیز می تواند اعصاب را دچار اختلال کند. آیا این دلیلی بر نادیده گرفتن ارزش های هنری موسیقی است؟

اگر کمی واقع بینانه تر نسبت به این قضیه برخورد کنیم، مطمئنا قضاوت ما توام با اشتباه کمتری خواهد بود. امروزه جامعه شناسان به تاثیرات مثبت بازی های کامپیوتری بر رفتارهای فردی و اجتماعی پی برده اند. بازی Sims یکی از صدها نمونه ای بشمار می رود که به همین منظور و با همین دید تهیه شده است.

عرضه این بازی بر نحوه برخورد اجتماعی و معاشرت میلیون ها نفر در سرتاسر جهان و به خصوص در ایالات متحده آمریکا، تاثیرات شگرفی پدید آورد. حال که در عصر نوین به سختی می توان جوانان را از کامپیوترها جدا کرد و همین موضوع باعث دوری آنها از محیط های اجتماعی، دوستان و عدم آشنایی با روش های برقراری ارتباط و آداب معاشرت شده است، پس چه راهی بهتر ازآنکه با کمک همین کامپیوترها نسبت به آموزش چنین مواردی به آنها اقدام شود؟

خشونت در بازی های کامپیوتری یکی دیگر از مواردی که بیش از سایر نکات به عنوان جنبه منفی بازی های کامپیوتری مطرح می شود، میزان خشونت به کار رفته در آنها است. اولین نکته ای که ذکر آن لازم به نظر می رسد، این است که بازی های به اصطلاح خشن در بدبینانه ترین حالت، تنها 20 درصد از کل بازی های تولید شده در جهان را به خود اختصاص می دهند.
البته در این که تعدادی از بازی های کامپیوتری خشونت زیادی دارند بحثی نیست و دقیقا به همین دلیلESRB (برد درجه بندی نرم افزارهای تفریحی) نسبت به درجه گذاری بازی ها اقدام می کند تا والدین و فرزندان آنها با شناخت بیشتری نسبت به خرید بازی خود اقدام کنند. از سوی دیگر حدود 80 درصد بازی های کامپیوتری، عاری از هرگونه خشونت و صرفا به منظور به کار گیری قوه تخیل، ادراک و تصمیم گیری کاربران طراحی شده اند.

به عنوان مثال، بازی های سبک استراتژی امروزه به ابزاری کارآمد برای بررسی روش های مدیریت سازمان دهی و تدوین الگوهایی از این دست بدل شده اند و در بسیاری از کلاس های آموزشی، از این بازی ها به عنوان ابزاری برای درک بهتر موارد درسی استفاده می شود.
یک مثال خوب دیگر می تواند استفاده از نرم افزارهای شبیه سازی پرواز ( Flight Simulation ) در سازمان های هوایی و جهت آموزش دانشجویان رشته خلبانی باشد. نرم افزاری که در ابتدا بعنوان یک بازی طراحی شده بود اما امروزه جنبه های آموزشی آن به مراتب پررنگ تر از جنبه های تفریحی هستند. دیگر نکته جالب اینکه معمولا بازی های پرفروش به سبک Action تعلق ندارند و اصولا کاربران بیش از آنکه به دنبال خشونت در بازی ها باشند، طرفدار ایده های نو هستند.
در پایان تنها ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که مطمئنا بازی های کامپیوتری نیز به مانند هر پدیده نسبتا نو دیگری نقاط ضعف و قوت فراوانی دارد. اما نگرش تخریبی به این پدیده پرطرفدار، مطمئنا باعث می شود تا با دیدی مغرضانه قادر به بهره برداری از منافع آن نباشیم.


عمراً اينارو بدوني.......

ارسال شده در : 1387/2/25 12:20 PM

1- توماس اديسون از تاريکي وحشت داشت

2- صداي اردک اکو نداره

 3- چشمهاي شتر مرغ از مغزش بزرگتر است

4- مورچه ها نمي خوابند

5- الفباي مردم هاوايي 12 حرف دارد

6- کد کشور روسيه 007 است

 7- اگر سر سوسک را قطع کنند براي چند هفته زنده مي مينند

8- ارتفاع برج ايفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط 16 سانتي متر تغيير ميکند

 9- آدامس توسط يک فرمانده جنگي اختراع شد


باغ آینه

ارسال شده در : 1387/2/25 12:10 PM

  

چراغي به دست‌ام چراغي در برابرم.

 

من به جنگ ِ سياهي مي روم.

 

گهواره‌هاي ِ خسته‌گي

 

از کشاکش ِ رفت‌وآمدها

 

بازايستاده‌اند،

 

و خورشيدي از اعماق

 

کهکشان‌هاي ِ خاکسترشده را روشن مي‌کند.

 

فريادهاي ِ عاصي‌ي ِ آذرخش

 

هنگامي که تگرگ

 

در بطن ِ بيقرار ِ ابر

 

نطفه مي‌بندد.

 

و درد ِ خاموش‌وار ِ تاک

 

هنگامي که غوره‌ي ِ خُرد

 

در انتهاي ِ شاخ‌سار ِ طولاني‌ي ِ پيچ ‌پيچ جوانه مي‌زند.

 

فرياد ِ من همه گريز ِ از درد بود

 

چرا که من در وحشت‌انگيزترين ِ شب‌ها آفتاب را به دعائي

 

 نوميدوار

 

طلب مي‌کرده‌ام

 

تو از خورشيدها آمده‌اي از سپيده‌دم‌ها آمده‌اي

 

تو از آينه‌ها و ابريشم‌ها آمده‌اي.

 

در خلئي که نه خدا بود و نه آتش، نگاه و اعتماد ِ تو را به دعائي

 

نوميدوار طلب کرده بودم.

 

جرياني جدي

 

در فاصله‌ي ِ دو مرگ

 

در تهيي ِ ميان ِ دو تنهائي

 

نگاه و اعتماد ِ تو بدين‌گونه است!

 

 

شادي‌ي ِ تو بي‌رحم است و بزرگ‌وار

 

نفس‌ات در دست‌هاي ِ خالي‌ي ِ من ترانه و سبزي‌ست

 

من برمي‌خيزم!

 

 چراغي در دست، چراغي در دل‌ام.

 

زنگار ِ روح‌ام را صيقل مي‌زنم.

 

آينه‌ئي برابر ِ آينه‌ات مي‌گذارم

 

تا با تو

 

ابديتي بسازم


مناجات(دکتر علی شریعتی)

ارسال شده در : 1387/2/25 12:09 PM

خدایا: 

به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ

بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم

و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم

بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم

اما آنچنان که تو دوست داری

چگونه زیستن را تو به من بیاموز

چگونه مردن را من خود خواهم آموخت    


زندگی

ارسال شده در : 1387/2/25 12:08 PM

زندگی

زندگی رسم خوشایندیست

 زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرسشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لبه طاقچه عادت از یاد من و تو برود

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

زندگی سوت قطاریست که در خواب پلی می پیچد

 


آسمان کبود

ارسال شده در : 1387/2/25 12:07 PM

بهارم دخترم از خواب برخيز

شكر خندي بزن شوري برانگيز

گل اقبال من اي غنچه ناز

بهار آمد تو هم با او بياميز

بهارم دخترم آغوش وا كن

كه از هر گوشه گل آغوش وا كرد

زمستان ملال انگيز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

بهارم دخترم صحرا هياهوست

چمن زير پر و بال پرستوست

كبود آسمان همرنگ درياست

كبود چشم تو زيبا تر از اوست

بهارم دخترم نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم كند گل

تماشا كن تبسم هاي او را

تبسم كن كه خود را گم كند گل

بهارم دخترم دست طبيعت

اگر از ابرها گوهر ببارد

وگر از هر گلش جوشد بهاري

بهاري از تو زيبا تر نيارد

بهارم دخترم چون خنده صبح

اميدي مي دمد در خنده تو

به چشم خويشتن مي بينم از دور

بهار دلكش آينده تو

 


کوچه

ارسال شده در : 1387/2/25 12:05 PM

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم   

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت  

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ  

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...! 

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم  

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

 


امیدم باش

ارسال شده در : 1387/2/25 12:04 PM

اميدم باش َ

اميد آخرينم باش

و نوشدارو برايم باش

براي اين دل ريشم تو مرحم باش

تو با مهرت عزيزم باش

تو عشقم باش

تو تنها در كنارم باش

وليكن تا دم اخر

كنارم باش

كنارم باش

 


شوق پرواز

ارسال شده در : 1387/2/25 12:03 PM

شوق پرواز دارم اينك

تا بدانم آن سوي تر چيست؟

تا بدانم آ‹ طرف تر كيست؟

هست جايي كه نيرنگي نباشد

هست جايي كه فريبي از رفيقي هم نباشد

هست جايي كز بلغزد پاي

دستي آيد سوي تو

ليك با دو چشم مضطرب

و نه نگاهي با خشونت

يا لبي اما گزيده

شوق پرواز دارم

تا بياسايم من آنجا

 


احساس

ارسال شده در : 1387/2/25 12:01 PM

يك سبد پر ز ستاره با ماست

 

روي يك سفره احساس

 

كه بين من  و تو پيداست

 

قلب من سخت اسير احساس

 

عشق تو

 

قطره اشكي است

 

كه از گوشه چشمت پيداست

 

روح تو يك گل سرخ تنهاست

 

حس من

 

چون يك موج

 

در تب و تاب درياست

 

دستم از دوري دستت تنهاست

 

چشم تو

 

 رنگ قشنگي است

 

كه در برگ درختان پيداست


دلم برای ...

ارسال شده در : 1387/2/25 11:57 AM

دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را

.

.

.

به ميهماني گلهاي باغ مي آورد

 

و گيسوان بلندش را به بادها مي داد

 

و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد

 

دلم براي کسي تنگ است

 

که چشمهاي قشنگش را

 

به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت

 

و شعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند

 

دلم براي کسي تنگ است

 

که همچو کودک معصومي

 

دلش براي دلم مي سوخت

 

و مهرباني را نثار من مي کرد

 

دلم براي کسي تنگ است

 

که تا شمال ترين شمال با من رفت

 

و در جنوب ترين جنوب با من بود

 

کسي که بي من ماند

 

کسي که با من نيست

 

کسي که . . .

 

- دگر کافي ست.

  

 

                      حميد مصدق                    


بها

ارسال شده در : 1387/2/25 11:53 AM

For each ecstatic We must an anguish In keen and guivering ratio to the ecstasy

 

بهای هر لحظه شادی را باید با رنج درون پرداخت به نسبتی سخت ولرزآور به میزان آن وجد.

 

 

امیلی دیکنسون


مهراوه ي من!

ارسال شده در : 1387/2/25 11:46 AM

 

مهراوه ي من!

من پرشكوه ترين سرودهاي عالم را

در ستايش تو-اي دختر آفتاب-خواهم سرود.

من پرشورترين ترانه هاي عاشقي را

كه برخوردارترين معشوقان جهان از آن نصيبي نبرده اند،

برايت خواهم ساخت.

اي غزل غزل هاي دل من!...

همه جا خوب ترين گل هاي معطر شعر را

از باغ هاي عشق و صحراهاي اساطير خواهم چيد

و دسته گلي خواهم بست


احساس

ارسال شده در : 1387/2/25 11:45 AM

 

من اكنون احساس مي كنم،

بر تل خاكستري از همه آتش ها و اميدها و خواستن هايم،

تنها مانده ام.

و گرداگرد زمين خلوت را مي نگرم.

و اعماق آسمان ساكت را مي نگرم.

و خود را مي نگرم.

و در اين نگريستن هاي همه دردناك و همه تلخ،

اين سوال همواره در پيش نظرم پديدار است،

و هر لحظه صريح تر و كوبنده تر

كه تو اين جا چه مي كني؟

امروز به خودم گفتم:

من احساس مي كنم،

كه نشسته ام زمان را مي نگرم كه مي گذرد.

همين و همين.


درد علی

ارسال شده در : 1387/2/25 11:44 AM

درد علي دو گونه است:دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند
اما اين درد علي نيست
دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله آورده استءتنهايي استء كه ما آن را نمي شناسيم
بايد اين درد را بشناسيم نه آن درد را
كه علي درد شمشير را احساس نمي كند
و ....ما
درد علي را احساس نمي كنيم


راه سوم

ارسال شده در : 1387/2/25 11:42 AM

چه تنگناي سختي است


يك انسان يا بايد بماند يا برود

و اين هردو،


اكنون برايم از معني تهي شده است


و دريغ كه راه سومي هم نيست


رنج تنهایی

ارسال شده در : 1387/2/25 11:39 AM

رنج تلخ است ولي وقتي آن را به تنهايي مي کشيم تا دوست را به ياري

نخوانيم،

براي او کاري مي کنيم و اين خود دل را شکيبا مي کند.

طعم توفيق را مي چشاند.

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن

و چه بدبختي آزاردهنده اي ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کوير است.

در بهار هر نسيمي که خود را بر چهره ات مي زند ياد "تنهايي" را در

سرت زنده ميكند .

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است .

" تنها" بودن ، بودني به نيمه است

و من براي نخستين بار در هستي ام رنج "تنهايي" را احساس کردم


دو کلام + کلامی آخر ، از دکتر شریعتی

ارسال شده در : 1387/2/25 11:36 AM



{ آخرين صفحه } { صفحه بعدي }







لينكها

باغ پيامبر و سرگردان...
هرچه دوست دارید دانلود کنید
استخاره با قرآن
زندگی زیباست
عکسهای زیبا از هانیه توسلی
هدیه به زوج های جوان
پندهای ازدواج
گیاهان آرایشی
فال حافظ
آموزش رفع چين و چروك پوست
آشپزی
معجزه هاي رياضي و عددي در قرآن


دوستان

00720
0ta100
123
1234
123456
3562603
81912569686
a2z
afa
afsaneh
Albaloo
alex
alihosseiniahagh
alim9562
Alis
alizadeh
amg
Apachiiiiiii
asal
asal11
Bahar
bahmanniknam
bamdad
banamak
baran
bo2
daniel
delaram
donya
ehsan200000
elham11
Error
esmaili
faezeh
fah
Farima
farnoosh
fatemah
fm
ghasedak
habib
habib2
hesam
hisein1008
hiva
ifgirl
inambemone
iranmaral
iranmaryam
irdelphi
ITANDCOMPUTERNEWS
jafar
joojoo00
k
kargar
kevinkalak
koopool
LifeIsNice
ma2000
majnoon
MAN
mary
mayboT
maziyar
mcymc
mehdi1983
mehdi20up20
MehdiFattahi
meybodonline
Mohamad57
mpz
msalehi64
mtj
multimedia2008
narges
naz
nazanin
nazir
nedajafari
negar
negar11
newsit
ordak
panjali
pedram
puya
rahyaftbemovafaghiat
ravanshenasi
rayanah
rezapour
rmb
rocon
rohani
ROZA
sadaf
saee2
sahar1
sepid
sepideh
setayesh
SEVAN
shirin
showcaran
silence
sisco
sisil
soha98
SOLTAAN
star
taak
tanha
test1387
vahed
vvv
yaser
zaeim
zainab
zaree