Powered by
Abzarak.com
D Programming Language
افشای لیست كارتون‌های ممنوعه در سیما ; پاسخ کروبی به اظهارات محسنی اژه‌ای و عسگراولادی

افشای لیست كارتون‌های ممنوعه در سیما ; پاسخ کروبی به اظهارات محسنی اژه‌ای و عسگراولادی



از امروز فقط برای مردم

صفحه اصلي | درباره من | آرشيو


پاسخ کروبی به اظهارات محسنی اژه‌ای و عسگراولادی

ارسال شده در : 1388/9/2 03:35 PM

درپی اظهارات اخیر دادستان محترم کل کشور و آقای حبیب عسگراولادی مسلمان، مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار تغییر به برخی شبهه‌افکنی‌ها پاسخ داد و تاکید کرد پاسخ سایر مطالبی که برخی دیگر از آقایان مطرح کرده‌اند را به‌زودی خواهم داد. رییس مجلس ششم در ابتدای این گفتگو با تاکید بر آن‌که مایل نبودم برخی موارد در جامعه مطرح شود و پاسخ اظهارات نامربوط برخی را بدهم، گفت: اما تکرار مباحثی که منجر به انحراف افکار عمومی می‌شود و یا گاها از آن بوی تهدید می‌آید، مرا علی‌رغم میل باطنی مجبور کرد تا یک‌سری مطالب را برای تنویر افکار عمومی مطرح کنم. هم‌چنان که پاسخ دو مورد را در این گفتگو و دو مورد دیگر را در آینده خواهم داد. صاحب‌امتیاز روزنامه توقیف‌شده اعتماد ملی، سپس به اظهارات آقای محسنی اژه‌ای، دادستان محترم کل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: اصلا بنا نداشتم وارد این مساله شوم، اما دیدم ایشان چندین‌بار به موضوع آزارجنسی پرداخته و اظهار داشته‌اند «موضوعاتی که سراسر کذب و دروغ بوده و حتی یک‌درصد هم وجود خارجی و حقیقت نداشت، قبلا موضوع سعیده پورآقایی اعلام شد و به‌عنوان نمونه دختری که نه، تنها دختر خانواده بود، نه خانواده شهید بود، نه کشته شد و نه اهل فعالیت سیاسی بود و نه چهار دایی شهید داشت، به‌عنوان یکی از چهره‌های مورد تجاوز و شکنجه و قتل معرفی گردید. حال این‌که کل این‌ها سناریوی ساختگی و مجعول بود و باز باید دید چه کسانی و با چه انگیزه‌هایی این سناریو را طراحی و تبلیغاتی کرده‌بودند». مهدی کروبی دررابطه با موضوع آزار جنسی و اسناد ارائه‌شده درادامه افزود: بعد از انتشار اخبار مربوط به آزار جنسی، دوجلسه با مسئولین دستگاه‌های قضایی داشتیم و چند عدد سی‌دی که حاوی اطلاعات و اظهارات برخی از آسیب‌دیدگان بود، به کمیته سه‌نفره قوه قضاییه ارائه شد. در جلسه اول به‌طور گذرا و تلویحی، اشاره‌ای به اسم خانم سعیده پورآقایی کردم. اما چون مطمئن نبودم، فقط خواستم به آقایان هشدار داده‌باشم. به‌خصوص آن‌که به من خبررسید که جنازه خانم پورآقایی به‌وسیله شخصی از ریاست‌جمهوری که از نزدیک‌ترین افراد به احمدی‌نژاد است، تحویل خانواده شده‌است. این خبر، موجب شک و تردید من شد. درفاصله بین جلسه اول و دوم فهمیدم این قضیه صحت ندارد. فلذا در جلسه دوم که آقایان پرسیدند خبر جدیدی داری یا نه، متوجه منظورشان شدم و گفتم قضیه خانم پورآقایی صحت ندارد و می‌گویند زنده است و البته وابسته به خانواده شهید نیز نمی‌باشد. همان‌طور که آقای محسنی اژه‌ای نیز اشاره کردند. مهدی کروبی در ادامه با اشاره به این نکته که آقای دادستان محترم در روزنامه‌ای، ۲۰۰سطر در خصوص موضوع خانم پورآقایی اظهار نموده و از سایر مستندات ارائه شده به‌صورت سطحی عبورکرده‌است، گفت: به‌نظر من همه این‌ها یک سناریوی ساختگی بوده و می‌توانید به اظهارات خواهر ناتنی خانم پورآقایی پس از خروجش از کشور مراجعه کنید و قضایای مربوطه دنبال کنید. باهمه این موارد، سوالم از آقای محسنی اژه‌ای دادستان محترم کل کشور آن است که چرا درخصوص سایر مستندات اشاره‌شده اظهار نظر نمی‌کنند؟ رییس مجلس ششم ادامه داد: در جلسه دوم، به هیات سه‌نفره گفتم یکی از سی‌دی‌ها حاوی مطالبی از سوی خانمی است که بسیار تکان‌دهنده و دلخراش است. این خانم وضع روحی خوبی ندارد و اظهار داشته که اگر این خبر به اطلاع خانواده‌اش برسد، خودکشی خواهد کرد. به آقایان گفتم قضیه این خانم، که مربوط به آزارجنسی در زمان دستگیری است و اتفاقا راجع‌به دخترخانم دیگری نیز همین موارد را بیان می‌کند، بحرانی است و شرایط مناسبی ندارد. اگر می‌خواهید، ببریدش جایی امن و تحقیقات لازم را انجام دهید، اگرنه ما می‌آوریمش اینجا تا کار پیگیری شود و آبرویش محفوظ بماند و وضعش از این خراب‌تر نشود. دادستان محترم کل کشور در این خصوص نگفتند که تکلیف این خانم چه شد، زنده است، مرده‌است. به نظر من آقای محسنی لازم نیست این‌قدر به کلیات بپردازند، ایشان بیایند به‌طور مشخص درخصوص این خانم اظهارنظر کنند که الان چه وضعیتی دارند، دروغ گفته، راست گفته و درحال حاضر کجاست؟ چراکه دفتر ما را هم پلمپ کرده‌اند و از وی هیچ خبری نداریم. کروبی در ادامه با اشاره به حضور دادستان محترم کل کشور در صدا و سیما نیز گفت: متاسفانه هرچه تلاش کردیم که نماینده ما هم در این برنامه حضور پیداکنند، آقایان توجهی نکردند و یک طرفه به قاضی می‌روند و سعی دارند با بوق و کرنا کردن در این زمینه، حقایق را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند. مهدی کروبی در ادامه با اشاره به مصاحبه های اخیر حبیب اله عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: آقای عسگر اولادی در مصاحبه با روزنامه رسالت آورده است: آقای موسوی خیال می کند جریان سبز را او رهبری می کند و کروبی نیز در آرزوی خودش به سر می برد ولی غافل از این واقعیت هایی است که در خارج از ذهن او می گذرد. اصل مطالب را کسانی از خارج و عوامل شان در داخل مدیریت می کنند که یک قلم مبلغ ۷۷ میلیون دلار و یک قلم جدید مبلغ ۵۵ میلیون دلار از کاخ سفید دریافت کرده و سازمان و ساختار خاص خود را داشته و گوش شان به این حرف ها بدهکار نیست. عسگراولادی با بیان اینکه افکار عمومی ایران کم کم مهیای برخورد معقول و حقوقی با فتنه انگیزی می شود گفت: در حال حاضرشیب معتدل در جریان های سیاسی طی می شود تا همه به این نتیجه برسند که باید چشم فتنه را کور کرد ان شاء الله، … تا آنجایی که من اطلاع دارم آقای موسوی و آقای کروبی به بی مهری ها ادامه می دهند و مورد توجه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. رییس مجلس ششم در پاسخ به سخنان عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: ایشان انسان بزرگوار و شریفی است ، آقای عسگراولادی از مبارزان و زندان رفته های قبل از انقلاب است که سالها با ایشان همکاری در زندان های قبل از انقلاب و خارج از زندان داشتیم. کروبی در خصوص نحوه همکاری های خود با عسگراولادی در اوایل انقلاب اظهار داشت: در ابتدای انقلاب حضرت امام در جهت تاسیس نهادهای انقلابی برای افراد مختلفی احکام مربوط را که متناسب با سوابق و فعالیت و تجارب افراد بود صادر می فرمودند. به همین مناسبت حضرت امام حکم کمیته امداد را به نام بنده صادر فرمودند که در آن نام آقای عسگراولادی نیز برده شد. سپس آقای آیت الله صانعی از طرف امام به من فرمودند شما یک نفر دیگر را نیز انتخاب کنید. در آن موقع من ابتدا آقای اکبر استادی را معرفی کردم که از مبارزین و جریان خود آقای عسگراولادی بود. آقای عسگراولادی مخالفت کرده و در عوض آقای حبیب اله شفیق را مطرح کردند و از آنجا که من روحیه همکاری داشتم پذیرفتم. بعد از حدود یکسال که کارها را پیش بردیم که (البته در همان موقع نیز موارد مفصلی پیش آمد) حضرت امام به جهت حفظ حرمت خانواده های شهدا تصمیم گرفتند رسیدگی به امور خانواده های شهدا و جانبازان را که زیر نظر کمیته امداد بود از این کمیته جدا و زیر نظر نهادی دیگر مستقر نمایند که ایشان بدون اطلاع بنده مسئولیت بنیاد شهید را بر دوش اینجانب نهاد همچنانکه کارهای کمیته امداد را به اتفاق آقایان ادامه می دادیم. به دنبال صدور حکم امام که مسئولیت کار بنیاد شهید را به بنده سپرده بودند آقای عسگراولادی و عده ای از همراهانشان برآشفتند و در جلسه ای نیز که در همان زمان برقرار بود بلوا و آشوب کردند که چرا حکم به نام فلانی صادر شده که حتی کار به جایی رسید که من از جلسه بیرون آمدم و گفتم همین الان به جماران (بیت حضرت امام “ره”) رفته و استعفا می دهم که آقایان آمدند و بنده را به جلسه برگرداندند. کروبی ادامه داد: در زمان دولت های آقایان رجایی و موسوی میان دو گروه اختلافات شدیدی وجود داشت که آقای عسگراولادی از چهره های یکی از دو جریان بود. در همان کابینه اول در خصوص وزارت جهاد کشاورزی مباحثی پیش آمد که آقای عسگراولادی مسلمان که از مخالفان وزیر جهاد کشاورزی بود خواستار معرفی شخص دیگری برای تصدی این وزارتخانه شدند. بنده نیز که وسط میدان بودم روزی به آقای عسگراولادی گفتم خوب حالا نظر شما روی چه کسی می باشد؟ ایشان گفتند آقای حبیب اله شفیق، که من یک مرتبه جا خوردم و گفتم آقای شفیق انسان بزرگوار و شریفی هستند ولی کاسب و بازاری است و دانش و تخصص او برای وزارت تخصصی و فنی همچون کشاورزی کافی نیست. چگونه امورات مربوط به این وزارتخانه خاص و حیاتی را که زندگی بسیاری از مردم به آن گره خورده می خواهید به ایشان بسپارید؟ و آیا ایشان می تواند این وزارتخانه را اداره کند که آقای عسگراولادی اظهار داشتند بله، ایشان در دشت قزوین کارهای کشاورزی می کند و محصول بر می دارد. واقعا جا خوردم که این طرز تفکر را در مدیریت اقتصادی و کشاورزی کشور با کاشت خیار و گوجه و برداشت آن یکی می داند. موضوع سوم و آخری که باید در خصوص آقای عسگراولادی اشاره کنم آن است که در همان اوایل انقلاب که ایشان رییس سازمان اوقاف بودند ، وی در انتخابات مجلس کاندید تهران شده و به مجلس می رود. در همان زمان دو تن از چهره های مشهور که در حال حاضر عضو مجمع روحانیون مبارز هستند به عنوان نمایندگان امام در سازمان اوقاف انجام وظیفه می کردند. با راهیابی آقای عسگراولادی به مجلس با توجه به دو شغله بودن ایشان، نمایندگان امام در اوقاف از آقای عسگراولادی خواستند که از ریاست اوقاف استعفا دهند اما ایشان ریاست اوقاف را که به قول خودش “نفت دوم” کشور است با آن همه تشکیلات عریض و طویل، شغل نمی دانستند و حاضر به استعفا نشد تا در نهایت با استعلام نمایندگان امام در اوقاف از شورای نگهبان آن زمان آقای عسگراولادی مجبور به استعفا شد. در پایان به آقای عسگراولادی با این سن و سال توصیه می کنم که دیگر به بیان اینگونه مطالب نپردازد چرا که هم اکنون در مجمع تشخیص ، کمیته امداد و هیئت منصفه مطبوعات مشغول هستند و با این گونه اظهارات مسیر جدیدتری برای ایشان باز نخواهد شد. علارغم تمامی احترامی که برای ایشان قائلم متاسفم که می بینم ایشان مدافع امام شده و ما همه مخالف انقلاب و امام. با همه این تفاسیر به بیان این موارد بسنده می کنم و از اشاره به موضوع انتخابات های مجالس شورای اسلامی و به خصوص دوره سوم که با انشعاب ما از جامعه روحانیت مبارز و پیروزی جریان منتسب به ما و شکست جریان آقای عسگراولادی و بحث هایی که آن موقع مطرح شد خودداری می کنم و تاثر خود را از این نکته که ایشان که فاقد هر گونه سوابق قضایی است و تلاش دارد نظرات خود را به قوه قضاییه تحمیل کندغافل از آنکه مهدی کروبی بیدی نیست که با این بادها بلرزد.

پاسخ کروبی به اظهارات محسنی اژه‌ای و عسگراولادی

ارسال شده در : 1388/9/2 03:35 PM

درپی اظهارات اخیر دادستان محترم کل کشور و آقای حبیب عسگراولادی مسلمان، مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار تغییر به برخی شبهه‌افکنی‌ها پاسخ داد و تاکید کرد پاسخ سایر مطالبی که برخی دیگر از آقایان مطرح کرده‌اند را به‌زودی خواهم داد. رییس مجلس ششم در ابتدای این گفتگو با تاکید بر آن‌که مایل نبودم برخی موارد در جامعه مطرح شود و پاسخ اظهارات نامربوط برخی را بدهم، گفت: اما تکرار مباحثی که منجر به انحراف افکار عمومی می‌شود و یا گاها از آن بوی تهدید می‌آید، مرا علی‌رغم میل باطنی مجبور کرد تا یک‌سری مطالب را برای تنویر افکار عمومی مطرح کنم. هم‌چنان که پاسخ دو مورد را در این گفتگو و دو مورد دیگر را در آینده خواهم داد. صاحب‌امتیاز روزنامه توقیف‌شده اعتماد ملی، سپس به اظهارات آقای محسنی اژه‌ای، دادستان محترم کل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: اصلا بنا نداشتم وارد این مساله شوم، اما دیدم ایشان چندین‌بار به موضوع آزارجنسی پرداخته و اظهار داشته‌اند «موضوعاتی که سراسر کذب و دروغ بوده و حتی یک‌درصد هم وجود خارجی و حقیقت نداشت، قبلا موضوع سعیده پورآقایی اعلام شد و به‌عنوان نمونه دختری که نه، تنها دختر خانواده بود، نه خانواده شهید بود، نه کشته شد و نه اهل فعالیت سیاسی بود و نه چهار دایی شهید داشت، به‌عنوان یکی از چهره‌های مورد تجاوز و شکنجه و قتل معرفی گردید. حال این‌که کل این‌ها سناریوی ساختگی و مجعول بود و باز باید دید چه کسانی و با چه انگیزه‌هایی این سناریو را طراحی و تبلیغاتی کرده‌بودند». مهدی کروبی دررابطه با موضوع آزار جنسی و اسناد ارائه‌شده درادامه افزود: بعد از انتشار اخبار مربوط به آزار جنسی، دوجلسه با مسئولین دستگاه‌های قضایی داشتیم و چند عدد سی‌دی که حاوی اطلاعات و اظهارات برخی از آسیب‌دیدگان بود، به کمیته سه‌نفره قوه قضاییه ارائه شد. در جلسه اول به‌طور گذرا و تلویحی، اشاره‌ای به اسم خانم سعیده پورآقایی کردم. اما چون مطمئن نبودم، فقط خواستم به آقایان هشدار داده‌باشم. به‌خصوص آن‌که به من خبررسید که جنازه خانم پورآقایی به‌وسیله شخصی از ریاست‌جمهوری که از نزدیک‌ترین افراد به احمدی‌نژاد است، تحویل خانواده شده‌است. این خبر، موجب شک و تردید من شد. درفاصله بین جلسه اول و دوم فهمیدم این قضیه صحت ندارد. فلذا در جلسه دوم که آقایان پرسیدند خبر جدیدی داری یا نه، متوجه منظورشان شدم و گفتم قضیه خانم پورآقایی صحت ندارد و می‌گویند زنده است و البته وابسته به خانواده شهید نیز نمی‌باشد. همان‌طور که آقای محسنی اژه‌ای نیز اشاره کردند. مهدی کروبی در ادامه با اشاره به این نکته که آقای دادستان محترم در روزنامه‌ای، ۲۰۰سطر در خصوص موضوع خانم پورآقایی اظهار نموده و از سایر مستندات ارائه شده به‌صورت سطحی عبورکرده‌است، گفت: به‌نظر من همه این‌ها یک سناریوی ساختگی بوده و می‌توانید به اظهارات خواهر ناتنی خانم پورآقایی پس از خروجش از کشور مراجعه کنید و قضایای مربوطه دنبال کنید. باهمه این موارد، سوالم از آقای محسنی اژه‌ای دادستان محترم کل کشور آن است که چرا درخصوص سایر مستندات اشاره‌شده اظهار نظر نمی‌کنند؟ رییس مجلس ششم ادامه داد: در جلسه دوم، به هیات سه‌نفره گفتم یکی از سی‌دی‌ها حاوی مطالبی از سوی خانمی است که بسیار تکان‌دهنده و دلخراش است. این خانم وضع روحی خوبی ندارد و اظهار داشته که اگر این خبر به اطلاع خانواده‌اش برسد، خودکشی خواهد کرد. به آقایان گفتم قضیه این خانم، که مربوط به آزارجنسی در زمان دستگیری است و اتفاقا راجع‌به دخترخانم دیگری نیز همین موارد را بیان می‌کند، بحرانی است و شرایط مناسبی ندارد. اگر می‌خواهید، ببریدش جایی امن و تحقیقات لازم را انجام دهید، اگرنه ما می‌آوریمش اینجا تا کار پیگیری شود و آبرویش محفوظ بماند و وضعش از این خراب‌تر نشود. دادستان محترم کل کشور در این خصوص نگفتند که تکلیف این خانم چه شد، زنده است، مرده‌است. به نظر من آقای محسنی لازم نیست این‌قدر به کلیات بپردازند، ایشان بیایند به‌طور مشخص درخصوص این خانم اظهارنظر کنند که الان چه وضعیتی دارند، دروغ گفته، راست گفته و درحال حاضر کجاست؟ چراکه دفتر ما را هم پلمپ کرده‌اند و از وی هیچ خبری نداریم. کروبی در ادامه با اشاره به حضور دادستان محترم کل کشور در صدا و سیما نیز گفت: متاسفانه هرچه تلاش کردیم که نماینده ما هم در این برنامه حضور پیداکنند، آقایان توجهی نکردند و یک طرفه به قاضی می‌روند و سعی دارند با بوق و کرنا کردن در این زمینه، حقایق را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند. مهدی کروبی در ادامه با اشاره به مصاحبه های اخیر حبیب اله عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: آقای عسگر اولادی در مصاحبه با روزنامه رسالت آورده است: آقای موسوی خیال می کند جریان سبز را او رهبری می کند و کروبی نیز در آرزوی خودش به سر می برد ولی غافل از این واقعیت هایی است که در خارج از ذهن او می گذرد. اصل مطالب را کسانی از خارج و عوامل شان در داخل مدیریت می کنند که یک قلم مبلغ ۷۷ میلیون دلار و یک قلم جدید مبلغ ۵۵ میلیون دلار از کاخ سفید دریافت کرده و سازمان و ساختار خاص خود را داشته و گوش شان به این حرف ها بدهکار نیست. عسگراولادی با بیان اینکه افکار عمومی ایران کم کم مهیای برخورد معقول و حقوقی با فتنه انگیزی می شود گفت: در حال حاضرشیب معتدل در جریان های سیاسی طی می شود تا همه به این نتیجه برسند که باید چشم فتنه را کور کرد ان شاء الله، … تا آنجایی که من اطلاع دارم آقای موسوی و آقای کروبی به بی مهری ها ادامه می دهند و مورد توجه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. رییس مجلس ششم در پاسخ به سخنان عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: ایشان انسان بزرگوار و شریفی است ، آقای عسگراولادی از مبارزان و زندان رفته های قبل از انقلاب است که سالها با ایشان همکاری در زندان های قبل از انقلاب و خارج از زندان داشتیم. کروبی در خصوص نحوه همکاری های خود با عسگراولادی در اوایل انقلاب اظهار داشت: در ابتدای انقلاب حضرت امام در جهت تاسیس نهادهای انقلابی برای افراد مختلفی احکام مربوط را که متناسب با سوابق و فعالیت و تجارب افراد بود صادر می فرمودند. به همین مناسبت حضرت امام حکم کمیته امداد را به نام بنده صادر فرمودند که در آن نام آقای عسگراولادی نیز برده شد. سپس آقای آیت الله صانعی از طرف امام به من فرمودند شما یک نفر دیگر را نیز انتخاب کنید. در آن موقع من ابتدا آقای اکبر استادی را معرفی کردم که از مبارزین و جریان خود آقای عسگراولادی بود. آقای عسگراولادی مخالفت کرده و در عوض آقای حبیب اله شفیق را مطرح کردند و از آنجا که من روحیه همکاری داشتم پذیرفتم. بعد از حدود یکسال که کارها را پیش بردیم که (البته در همان موقع نیز موارد مفصلی پیش آمد) حضرت امام به جهت حفظ حرمت خانواده های شهدا تصمیم گرفتند رسیدگی به امور خانواده های شهدا و جانبازان را که زیر نظر کمیته امداد بود از این کمیته جدا و زیر نظر نهادی دیگر مستقر نمایند که ایشان بدون اطلاع بنده مسئولیت بنیاد شهید را بر دوش اینجانب نهاد همچنانکه کارهای کمیته امداد را به اتفاق آقایان ادامه می دادیم. به دنبال صدور حکم امام که مسئولیت کار بنیاد شهید را به بنده سپرده بودند آقای عسگراولادی و عده ای از همراهانشان برآشفتند و در جلسه ای نیز که در همان زمان برقرار بود بلوا و آشوب کردند که چرا حکم به نام فلانی صادر شده که حتی کار به جایی رسید که من از جلسه بیرون آمدم و گفتم همین الان به جماران (بیت حضرت امام “ره”) رفته و استعفا می دهم که آقایان آمدند و بنده را به جلسه برگرداندند. کروبی ادامه داد: در زمان دولت های آقایان رجایی و موسوی میان دو گروه اختلافات شدیدی وجود داشت که آقای عسگراولادی از چهره های یکی از دو جریان بود. در همان کابینه اول در خصوص وزارت جهاد کشاورزی مباحثی پیش آمد که آقای عسگراولادی مسلمان که از مخالفان وزیر جهاد کشاورزی بود خواستار معرفی شخص دیگری برای تصدی این وزارتخانه شدند. بنده نیز که وسط میدان بودم روزی به آقای عسگراولادی گفتم خوب حالا نظر شما روی چه کسی می باشد؟ ایشان گفتند آقای حبیب اله شفیق، که من یک مرتبه جا خوردم و گفتم آقای شفیق انسان بزرگوار و شریفی هستند ولی کاسب و بازاری است و دانش و تخصص او برای وزارت تخصصی و فنی همچون کشاورزی کافی نیست. چگونه امورات مربوط به این وزارتخانه خاص و حیاتی را که زندگی بسیاری از مردم به آن گره خورده می خواهید به ایشان بسپارید؟ و آیا ایشان می تواند این وزارتخانه را اداره کند که آقای عسگراولادی اظهار داشتند بله، ایشان در دشت قزوین کارهای کشاورزی می کند و محصول بر می دارد. واقعا جا خوردم که این طرز تفکر را در مدیریت اقتصادی و کشاورزی کشور با کاشت خیار و گوجه و برداشت آن یکی می داند. موضوع سوم و آخری که باید در خصوص آقای عسگراولادی اشاره کنم آن است که در همان اوایل انقلاب که ایشان رییس سازمان اوقاف بودند ، وی در انتخابات مجلس کاندید تهران شده و به مجلس می رود. در همان زمان دو تن از چهره های مشهور که در حال حاضر عضو مجمع روحانیون مبارز هستند به عنوان نمایندگان امام در سازمان اوقاف انجام وظیفه می کردند. با راهیابی آقای عسگراولادی به مجلس با توجه به دو شغله بودن ایشان، نمایندگان امام در اوقاف از آقای عسگراولادی خواستند که از ریاست اوقاف استعفا دهند اما ایشان ریاست اوقاف را که به قول خودش “نفت دوم” کشور است با آن همه تشکیلات عریض و طویل، شغل نمی دانستند و حاضر به استعفا نشد تا در نهایت با استعلام نمایندگان امام در اوقاف از شورای نگهبان آن زمان آقای عسگراولادی مجبور به استعفا شد. در پایان به آقای عسگراولادی با این سن و سال توصیه می کنم که دیگر به بیان اینگونه مطالب نپردازد چرا که هم اکنون در مجمع تشخیص ، کمیته امداد و هیئت منصفه مطبوعات مشغول هستند و با این گونه اظهارات مسیر جدیدتری برای ایشان باز نخواهد شد. علارغم تمامی احترامی که برای ایشان قائلم متاسفم که می بینم ایشان مدافع امام شده و ما همه مخالف انقلاب و امام. با همه این تفاسیر به بیان این موارد بسنده می کنم و از اشاره به موضوع انتخابات های مجالس شورای اسلامی و به خصوص دوره سوم که با انشعاب ما از جامعه روحانیت مبارز و پیروزی جریان منتسب به ما و شکست جریان آقای عسگراولادی و بحث هایی که آن موقع مطرح شد خودداری می کنم و تاثر خود را از این نکته که ایشان که فاقد هر گونه سوابق قضایی است و تلاش دارد نظرات خود را به قوه قضاییه تحمیل کندغافل از آنکه مهدی کروبی بیدی نیست که با این بادها بلرزد.

افشای لیست كارتون‌های ممنوعه در سیما

ارسال شده در : 1388/8/24 10:46 PM

 

مسئول گروه كودك و نوجوان سیمای جمهوری اسلامی ایران طی بخشنامه‌ای به تمامی گروه‌های كودك و نوجوان شبكه‌های مختلف این سازمان، فهرستی از كارتون‌های قدیمی غیرمجاز را اعلام كرد.

به گزارش خبرنگار گافنیوز بنا به اعلام همین مقام مسئول؛ این اقدام در پی شكایات متعدد مسئولان دولتی، غیردولتی، كشوری و لشكری صورت گرفته است. در این دستورالعمل از تمامی مسئولان شبكه‌ها خواسته شده است

نسبت به عدم پخش این انیمیشن‌ها نهایت توجه را داشته باشند و چنانچه در حال پخش هستند، هر چه سریعتر نسبت به توقیف آنها اقدامات لازم را معمول دارند.

تعدادی از این كارتون‌های قدیمی، شاكیان آنها و بعضا علت شكایت آنها كه منجر به صدور دستور عدم پخش این كارتون‌های قدیمی شده است، به شرح زیر می‌باشد:
 
نام كارتون
شاكی - شاكیان
علت شكایت
پروفسور بالتازار
علی‌اكبر محرابیان (مخترع اتاق امن)
مسخره كردن شیوه اختراع نخبگان شاغل در هیات دولت و تلقین ساده بودن اختراعات
یوگی و دوستان
اسفندیار رحیم‌مشائی
توهین به هیات دوستان و تلقین باندسالاری
دختری به نام نل
مهدی كلهر
كنایه به مسائل خصوصی و خانوادگی و اشاعه سفركردن دختران به تنهایی
همینه (پت و مت)
كردان و رحیمی
ارائه تصویر نادرستی از دو یار قدیمی و دو مقام دولتی بدون اجازه كتبی
چوبین
محمود احمدی‌نژاد
كوچك نشان دادن قهرمان اصلی داستان در مقابل برونكا كه خودش و خانواده‌اش رانت‌خوار هستند و باید افشاگری بشوند
پینوكیو
كردان
القای دروغگویی
خرگوش كوچولو
محمدجعفر بهداد
--- نامعلوم ---
بارپاپاپا
محمد رویانیان
تحقیر قابلیت ارزشمند تغییر شكل دادن و در كمترین زمان ممكن از قالبی به قالب دیگر رفتن و توهین به مامور قانون در حین انجام وظیفه
خونه مادربزرگه
محمد نجار (وزیر كشور)
وجود یكی از نمادهای انقلاب‌های مخملی به نام «مخمل» در قالب گربه‌ای كه نماد ایران است وتحقیر «هاپوكومار» در مقابل وی كه در جهت تشویق كودكان به قتل و آدمكشی و انقلاب می‌باشد
جعبه اسباب‌بازی
مهرداد بذرپاش
توهین به سایپا و سازمان ملی جوانان
مداد جادویی
معاون پارلمانی دولت
تمسخر پول لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها كه تمام و كمال در اختیار دولت قرار خواهد گرفت تا مشكلات را با آن حل كند
پسر شجاع
پسر محمود احمدی‌نژاد
ارائه تصویر نه چندان مناسبی از پسر رئیس دولت كه با شجاعت تمام در سایتش دیگران را متهم می‌كند و افشاگری می‌كند و...
موش و گربه (تام و جری)
عباس سلیمی نمین و عبدالله جاسبی
ارائه تصویر نه چندان دقیقی از مبارزات این دو عنصر باسابقه علیه همدیگر
بازرس و گروهبان دودو
احمد رادان
تمسخر  دو تن از مقامات پلیسی واجب‌الاحترام: رادان و زارعی
مهاجران
صادق محصولی
ارائه تصویر نامطلوبی از آقای پتیول، ثروتمند مظلوم كارتون
موش كور
مصطفی پورمحمدی
طعنه به ناتوانی‌های سازمان بازرسی كل كشور در جلوگیری از چپو كردن بودجه عمومی كشور توسط بعضی از نهادها و نیز تخل پخل شدن یك میلیارد دلار گمشده
ای كیو سان
محمود احمدی‌نژاد
تلقین این مطلب كه بجز ایران در سایر كشورها نیز نخبگان جوان یافت می‌شوند و نیز ارائه تصویر نامناسب از «جناب حاكم» و تصمیماتش
هاچ زنبور عسل
خاكسار قهروردی (رئیس سازمان حج و زیارت)
--- نامعلوم ---
بامزی قویترین خرس دنیا
حسین رضازاده (مبلغ رابینسون و احمدی‌نژاد)
ادعای كذب
مسافر كوچولو
محمد علی رامین
تشبیه بازدیدهای سرزده معاون جدید مطبوعاتی از دفاتر روزنامه‌ها به سفرهای مسافر كوچولو به زمین كه شناختی از آن نداشت
سفر به مركز زمین
دفتر ریاست جمهوری
آسان نشان دادن سفرهای استانی و رای جمع كردن نفر به نفر
خاله ریزه و قاشق سحر آمیز
فاطمه رجبی
--- نامعلوم ---
معاون كلانتر
محمدرضا رحیمی
تحریك نوجوانان به آسیب‌رسانی به شصت پای مردی كه زیر ستاره حلبی‌اش چیز دیگری دارد
بابا لنگ دراز
وزارت امور خارجه
اهانت ضمنی به همسایه مقتدر و پشتیبان بزرگ: روسیه
مشاهیر بزرگ جهان
كردان، رحیمی، دانشجو، محرابیان، بهبهانی و سایر نوابغ دولت محترم
خودباختگی علمی در مقابل غرب و عدم وجود زندگی‌نامه نوابغ ایرانی در كنار زندگی‌نامه نیوتن و گالیله
 

سرنوشت منتقدین آِیت الله خامنه ای

ارسال شده در : 1388/8/12 04:09 AM

سرنوشت منتقدین آِیت الله خامنه ای از ساعت 9 شب 14 خرداد 1368 که "حیاتی" مجری اخبار در صفحه شبكه یك تلویزیون ظاهر شد و اعلام كرد "مجلس خبرگان در جلسه فوق العاده خود با اجماع آرا آقای سید علی خامنه ای را به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید" تا لحظه ای که تصویر محمود وحیدنیا روی سایت ها نقش بست که در انتقاد از این رهبر سخن می گفت، افراد زیادی طعم مخالفت با وی را چشیده اند.زندان و حذف. در گزارش زیر سرنوشت بعضی از منتقدین آیت الله خامنه ای را بازخوانی شده است: انتخاب خامنه ای به عنوان رهبر با مدیریت علی اكبر هاشمی رفسنجانی و نیز كمك موسوی اردبیلی صورت گرفت. هاشمی از خواست امام خمینی صحبت كرد و موسوی اردبیلی جریان خوابش را تعریف كرد كه در آن آیت الله خمینی خواستار رهبری خامنه ای شده بود.به این ترتیب بود که علی خامنه ای به مقام ولی فقیه در جمهوری اسلامی منصوب شد. اما آیت الله خامنه ای از همان آغاز راه دیگری بر گزید و به حذف یک به یک رقبا پرداخت. یکی از اولین برخوردها با آیت الله گلپایگانی بود كه او را از اعلام زمان آغاز ماه رمضان، حلول ماه شوال و اعلام روز عید فطر محروم كردند و از همان زمان مساله تردید در عید فطر و روز آخر ماه رمضان وارد فرهنگ دینی مردم ایران شد. در سال 73 شایع شد كه ایت الله اراكی، یکی از مراجع تقلید بازمانده از دوره آیت الله خمینی در دیدار آیت الله خامنه ای لب به انتقاد از او گشوده است. آیت الله اراكی روز سه شنبه هشتم آذر ماه 1373 درگذشت. چند روز قبل از درگذشت، آیت الله خامنه ای به دیدار او رفت. تصویری كه تلویزیون ایران پخش كرد نشان می داد كه آیت الله خامنه ای گوشش را بسیار نزدیك برده بود و آیت الله اراكی صحبت هایی می كرد كه برای شنوندگان قابل تشخیص نبود. پس از آن شایع شد كه او لب به اعتراض گشوده و سواد مذهبی، درایت ومدیریت خامنه ای را زیر سوال برده و عملكرد او را در مدت زمامداری مورد انتقاد قرار داده است. اما بلافاصله از رسانه های رسمی گفته شد كه این مرجع تقلید در روزهای آخر عمر دچار هذیان گویی شده بود. آیت الله اراكی بسیار سریعتر از آن درگذشت كه توضیحی در مورد حرفهایش بدهد. بلافاصله پس از درگذشت آیت الله اراكی، از سوی علمای حوزه علمیه قم تعدادی مرجع تقلید معرفی شدند كه آیت الله خامنه ای هم یكی از آنها بود.در اینجا بود که انتقادهای تازه ای مطرح شد چرا که با وجود انتخاب آقای خامنه ای به عنوان ولی فقیه، بسیاری از روحانیون نه تنها او رامرجع تقلید نمی دانستند بلكه به وی درجه حجت الاسلامی می دادند. با اینکه این انتقادات درجمع های خصوصی مطرح شده بود، اما ناقدین از انتقام گیری آقای خامنه ای مصون نماندند و به تدریج افرادی همچون آیت الله موسوی خویینی ها، آیت الله بهجت، آیت الله طاهری خرم آبادی، آیت الله موسوی تبریزی، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله هادوی، آیت الله صانعی از صحنه رانده شدند. آیت الله منتظری هم كه پیش از آن حذف شده بود با محدودیت های جدیدی مواجه شد. تا اینکه در سال 1376، چند ماه پس از انتخابات دوم خرداد، آیت الله منتظری طی سخنانی به انتقاد آشکار از آیت الله خامنه ای پرداخت. انتقاد او به شیوه ولایت آقای خامنه ای و نیز مساله مرجعیت او بود.آ او در بخشی از سخنرانی خود گفت: "آقایان تا چیزی می‎شود به ما می‎گویند ضد ولایت فقیه؛ ضد ولایت فقیه! خدا پدرت را بیامرزد، اصلا ولایت فقیه را ما گفتیم، ما علم كردیم، ما كتاب درباره اش نوشتیم، حالا ما شدیم ضد ولایت فقیه؟! یك عده بچه كه اصلا وقتی كه ما بودیم و این كارها را می‎كردیم اصلا نطفه شان هم منعقد نشده بود، حالا راه می‎افتند می گویند ضد ولایت فقیه! خجالت بكشید؛ این چه كارهایی است؟" آیت الله منتظری در ادامه این سخنرانی خطاب به آقای خامنه ای اظهار داشت: "آقای خامنه ای شما كه در شان و حد مرجعیت نیستید... آیت الله مومن(عضو شورای نگهبان) به من گفت یكی از این آقایان (نماینده آیت الله خامنه ای در دفتر استفتائات) می‎رود در دفتر ایشان در قم می‎نشیند و مسائل را مطابق نظر آقای خامنه ای جواب می‎دهد به ایشان گفتم ایشان كه رساله ندارد، شما چگونه فتاوا را بر طبق نظر ایشان جواب می‎دهید؟ گفت ما روی تحریر امام جواب می‎دهیم! گفتم مردم آخر مساله ایشان را می‎خواهند، گفت: می‎گویند ایشان فتوایش مثل فتوای امام است، ما روی تحریر امام جواب می‎دهیم! خوب این معنایش مبتذل كردن مرجعیت شیعه نیست؟" این سخنرانی سبب حصر آیت الله منتظری شد. بسیجیان و نیز اراذل و اوباش به نام مردم برای او مزاحمت ایجاد و بر دیوار محل سكونتش شعار نویسی كردند.بعد از آن به بهانه حفاظت از جان آیت الله منتظری، كوچه محل سكونت او را بستند و رفت و آمدهای او را محدود كردند.این حصر سال ها ادامه یافت و عاقبت در دوران دولت اصلاحات درآن بازنگری شد. پس از آیت الله منتظری حذف دیگرانی از جمله عبدالله نوری، و سپس حدود یكصد نماینده مجلس ششم در دستور كار نهادهای حامی آیت الله خامنه ای قرار گرفت.در آن دوران 127 نماینده مجلس ششم طی نامه ای از آیت الله خامنه ای انتقاد كرده و دفتر رهبر را عامل اصلی بسیاری از نابسامانی ها دانسته و از او خواسته بودند تا دیر نشده اقدامی كند در غیر این صورت مجبور خواهد شد "جام زهر" را بنوشد. در پائیز سال 1378 هم وقتی نمایندگان مجلس ششم به دیدار آقای الله خامنه ای رفتند، علی اكبر موسوی خوئینی، نماینده اصلاح طلب مجلس و دبیر كل سازمان ادوار تحكیم وحدت لب به انتقاد از وی گشود. او آیت الله خامنه ای را گرفتار در میان تعداد محدودی دانست و گفت: "شما باید بیشتر از این با افراد مختلف دیدار كنید و دایره اطلاعات خود را از افراد مختلف وسیع تر نمائید". این انتقاد ملایمی بود كه رو در روی آیت الله خامنه ای صورت گرفت؛ اما همین حد هم برای آیت الله خامنه ای خوشایند نبود. بخصوص اینکه پیش از آن هم اعضای دفتر تحكیم وحدت، كه موسوی خوئینی نیز یكی از آنان بود در دیدار با آیت الله خامنه ای از وی انتقاد کرده بودند؛درآن روز آیت الله خامنه ای به یكباره جلسه را ترك كرده بود.چنین بود که انتقاد موسوی خوئینی ها برایش گران تمام شد. وقتی در 22 خردادماه 1385 فعالان حقوق زن در میدان 7 تیر تجمع كردند تعدادی بازداشت شدند. یكی از بازداشت شدگان اصلی علی اكبر موسوی خویینی ها بود. او حدود 5 ماه در بند 209 زندان اوین بازداشت شد.در این دوران در زندان اوین بازجوها با هر شكنجه صراحتا به او اعلام می كردند كه در حال حساب پس دادن آن انتقاد رو در رو از آیت الله خامنه ای است.موسوی خویینی چنان تحت فشار قرار گرفت که پس از آزادی دیگر زبان نگشود و در اولین فرصت هم کشور را به همراه خانواده اش ترک کرد. پس از انتقاد موسوی خویینی، تعدادی از نمایندگان اهل سنت مجلس ششم نیز به دیدار آیت الله خامنه ای رفتند. در آنجا انتقاد های زیادی در مورد نحوه تعامل با اهل سنت مطرح شد. نمایندگان اهل سنت در این دیدار رسما گفتند فشار بر اهل سنت بر اساس دستور صریح شما صورت می گیرد. آنها به آیت الله خامنه ای ایراد دیگری هم گرفتند مبنی بر اینکه چرا در پایتخت ام القرای جهان اسلام ـ سخنی که آقای خامنه ای مدعی آن بود ـ اهل سنت هیچ مسجدی ندارند و عامل اصلی آن را هم مخالفت ولی امر مسلمین جهان معرفی کردند.این دیدار نیز خشم آیت الله خامنه ای را برانگیخت.این نمایندگان در دور بعد از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت و برخی از آنها نیز از كارهای سابق خود از جمله دانشگاه اخراج شدند. در 23 شهریور امسال تعدادی از هنرمندان و كارگردانان سینما به دیدار آیت الله خامنه ای رفتند. در این جلسه مجید مجیدی، کارگردان مورد علاقه آقای خامنه ای به انتقاد از مسائل پس از انتخابات پرداخت. او در انتقاد به فضای پس از انتخابات و جنایت های صورت گرفته گفت: "آقا ما دلتنگ ایم. آقا من حالم خوب نیست.. کجا داریم میرویم...چرا به چنین روزیی افتادیم... چکار می کنیم... همه چی را داریم قطعه قطعه می کنیم... آن رشادتها کجا رفتند... غرور ما را گرفته... ماچیزی از خودمون نداریم هر چه داریم متعلق به شهداست و مردانی که پایمردی کردند تا ما در عرصه های مختلف قدم برداریم.قهرمان واقعی ما آنها هستند...من حالم خوب نیست... حال خیلی از فیلمسازها خوب نیست... خیلی از فیلمسازها امروز نیامدند و البته دلیلش بی حرمتی نبود بلکه مایل بودند در موقعیتی مناسبترحضورتان بیایند و حرفهاشان را با آقا بزنند... همه دارد از دست میرود... داشته و نداشته های ما دارد از بین میرود...چرا همدیگر را متهم میکنیم... همه چی یکطرفه است... من همین جا اعلام میکنم تلویزیون حق ندارد اصلا تصویر من را پخش کند. برای اینکه مجیدی را میبرد در لیست سیاه... من هیچی ندارم. هرچی دارم از مردم و انقلاب است...من آن لیست را دیدم... تلویزیون حق ندارد حتی در مدیریت جدید هم حق ندارد تصویر من را پخش کند... همه ضررها بخاطر این است که عصر خودمان را فراموش کردیم...به یک وضع نامتعادلی رسیدیم، به یک وضع بی اخلاقی، فضای دروغ، تهمت... فیلمی که من ساخته بودم سه بار اعلام کردم این خانم هنرپیشه نیست اما سه بار در رسانه های رسمی اعلام کردند هنرپیشه است... چرا به اینجا رسیدیم. بخاطر اینکه از ریشه ها جدا شدیم..." در پاسخ به چنین انتقادهایی، آیت الله خامنه ای تنها به این بسنده کرد که بگوید:"ایشان روح لطیفی دارد". بعد هم افزود: "در زمان جنگ هم در كنار آن بهشت یك جهنمی بود.اكنون هم همینطور است".بدین ترتیب آیت الله خامنه ای خود و حامیانش را از بهشتیان خواند. انتقاد مجید مجیدی بسیار عجیب بود. او فیلمساز محبوب آیت الله خامنه ای بود و بطور خصوصی با او فیلم تماشا می كرد. مجید مجیدی حتی در یادداشت هایش برای روزنامه ها نیز از فیلم دیدن آیت الله خامنه ای تعریف کرده و او را در مورد آخرین اخبار سینمای جهان و هالیوود به روز دانسته بود.از مجید مجیدی خبر دیگری شنیده نشده و هنوز کسی نمی داند "روح لطیف" اش وی را نجات خواهد داد یا خیر. انتقاد رو در رواز آقای خامنه ای در مواردی بسیار معدود اتفاق افتاده که آخرین آن، ماجرای سخنان محمودوحید نیاست. می توان گفت این دانشجوی صنعتی شریف شدید ترین انتقادات در طول 20 سال رهبری آیت الله خامنه ای در جمهوری اسلامی را در حضور وی مطرح کرده است. محمود وحیدنیا، دانشجوی نخبه ریاضی كه در سال 86 در المپیاد علمی مدال طلا را به خود اختصاص داده بود در جلسه نخبگان با آیت الله خامنه ای ابتدا از نحوه انتخاب افراد برای صحبت گله کرد كه با تشویق حضار روبرو شد. وی سپس به نقد آیت الله خامنه ای پرداخت و گفت: "من شاید چهار-‌ پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود". او در ادامه مسئولیت برخورد نیروی انتظامی با تجمعات مردمی و همچنین نحوه اداره صدا و سیما را متوجه آیت الله خامنه ای دانست و خواستار پاسخ گویی وی شد. وی پرسید: "اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینكه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم و رفتار مردم با همدیگر است". در اینجا بود که کسانی که پیش از آن گوشه کت محمود وحید نیا را گرفته بودند تا او را بنشانند و مانع صحبتش شوند، نشانه های خشم را در آقای خامنه ای دیدند.خشمی که عاقبت در قالب ترک مجلس و عدم برگزاری نماز خود را بروز داد.حال در شرایطی که همگان نگران واکنش بعدی آقای خامنه ای به این منتقد جدید هستند، در سه روز گذشته فریادهای "الله‌اکبر"، "یاحسین، میرحسین" و "مرگ بر دیکتاتور"همچنان در دانشگاه ها بالا می گیرد و این سئوال مطرح می شود که:آیا این منتقد نیز به سرنوشت دیگر منتقدان دچار خواهد شد یا در شرایطی که شعار مرگ بر دیکتاتور در نقاط مختلف کشوربه گوش می رسد، ولی فقیه و رهبر مسلمین جهان زمان دیگری را برای واکنش انتخاب خواهد کرد؟ به هر حال نگاهی به دوران رهبری آیت الله خامنه ای نشان می دهد كه تمام منتقدین با زندان و یا حذف مواجه شده اند. عبدالله نوری، میر حسین موسوی، موسوی خوئینی ها، بهزاد نبوی، طاهری، خرم آبادی، هادی غفاری، نمایندگان مجلس ششم، مهدی کروبی و... پایان این انتقاد را چه کسی و چگونه رقم خواهد زد؟

درد دل یک نسل سومی

ارسال شده در : 1388/8/9 07:11 PM

بذارد داستانمو با اين جمله شروع كنم:تا بد نباشه خوب معني نميده،تا زشت نباشه زيبا معني نميده،تا ناراحتي نباشه خوشحالي معني نميده،تا دروغ نباشه راست معني نميده،تا فقير نباشه غني معني نميده،تا گرسنگي نباشه سيري معني نميده و هزاران چيز متضاد ديگر....... آري فلسفه وجودي اين دنيا همين تضادهاست. حالا اگه جزو آدماي بد هستي؟اينجوري خودتو توجيه كن:اگه من نباشم خوب معني نميده اگه دروغگو هستي،بگو:اگه من نباشم راستي معني نميده؟ اگه فقيري؟،بگو:اگه من نباشم غني معني نميده؟و.......... اما من خوب ميدونم كه درد ما اين چيزها نيست؟ درد ما انرژي هسته اي نيست؟درد ما جراحي اقتصادي نيست؟درد ما فلسطين و لبنان نيست؟درد ما بسته پيشنهادي نيست؟درد ما تحريم و وتو چين و روسيه نيست؟ درد ما فقط در يه كلمه خلاصه ميشه:ميخواهم زنده بمانم،دقت كن،دقت كن،گفتم زنده بمانم نه زندگي كنم؟؟!!! از همان روز اول كه از مادر زاده شديم بدبختي با ما همراه شد: روزهايي كه بايد رسيدگي ميشديم،نشديم.چون اوضاع مملكت به هم ريخته بود.انقلاب شده بود.اينجا بچه انقلاب لقب گرفتيم. روزهايي كه بايد بازي و شيطنت ميكرديم،در هول و هراس جنگ بوديم،اينجا بچه جنگ لقب گرفتيم. روزهايي كه بايد به مدرسه ميرفتيم،نرفتيم چون همه جا ويرانه بود؟اينجا بچه صبر لقب گرفتيم. روزهايي كه بايد به راحتي وارد دانشگاه ميشديم،نشديم.اينجا پشت كنكوري لقب گرفتيم. روزهايي كه بايد سربازي افتخار و شغل محسوب ميشد،نشد،اينجا آش خور لقب گرفتيم. روزهايي كه بايد به راحتي سر كار ميرفتيم،نرفتيم.اينجا جوان اصل چهل و چاري لقب گرفتيم. روزهايي كه بايد زندگي ميكرديم،نكرديم.اينجا جوان اقتصاد جراحي شده لقب گرفتيم. و نمي دانم اين روزها تا كي بايد ادامه داشته باشد.اصلا نمي دانم چرا همه اين چيزها از گور ما نسل سومي ها بلند ميشود. این نوشته از یکی ذوستان بود روح الله میر کریمی

دومین دیدار مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی

ارسال شده در : 1388/8/9 06:00 AM

تاریخ : ۶ آبان ۱۳۸۸ گزارش دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی مهدی کروبی روز گذشته به دیدار میرحسین موسوی رفت تا با حضور در دفترکار او به رایزنی در خصوص فضای حاکم بر کشور، عملکرد دستگاههای اجرایی و برخی حوادث پس از انتخابات بپردازد. در این دیدار، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مشورت در باب اقدامات آتی خود و تحلیل فضای آینده کشور پرداختند. همچنین در این نشست مقرر شد که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به تقویت راههای ارتباطی خود به رغم برخی محدودیت ها بپردازند. به گزارش تغییر ، مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت:«تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند.» میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اعلام کرد که« به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند». در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت:«شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است.» مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت:«متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است .این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است.» مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت:« حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است.» مهدی کروبی همچنین گفت که « امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند.» در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت:« دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفت و گویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است. قول و قرارهایی که در ژنو داده شد، اگر اجرا شود بر باد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد. اینها نتیجه ماجراجویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی است. جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود به صورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند.باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند . میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت:« دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند . و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.» موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت:«برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.» موسوی همچنین اضافه کرد: آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که می تواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند. گفتنی است که در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.

هفت دلیل در اثبات سالم بودن انتخابات

ارسال شده در : 1388/4/29 09:28 PM

هفت دلیل در اثبات سالم بودن  انتخابات

منبع روز آنلاین

حسين باستاني

 

گزارش اخیر شورای نگهبان در پاسخ به انتقادهای وارد بر سلامت انتخابات ریاست جمهوری دهم، یک بار دیگر بحث در مورد شواهد اثبات کننده تخلف در انتخابات 22 خرداد را زنده کرد. اگرچه این بحث، بلافاصله تحت الشعاع خبر داغ تر مراسم نماز جمعه تهران قرار گرفت، اما به نظر می رسد اهمیت بحث مستندات تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، در حدی است که پرداختن به آن همچنان موضوعیت دارد. "روز" در این مجال می کوشد در یک گزارش تحلیلی، با بررسی شواهد آماری ناشی از بروز تخلف در انتخابات، به یادآوری مستنداتی بپردازد که بیانیه اخیر شورای نگهبان، کوشیده است تا از کنار آنها بگذرد.

یادآوری می شود که تمام شواهد مورد اشاره در این نوشته، در گذشته مورد اشاره منتقدان انتخابات و به طور مشخص ستاد میرحسین موسوی قرار گرفته اند و بنابراین شورای نگهبان، پیش از انتشار بیانیه اخیر خود، از وجود آنها اطلاع داشته است.

 

پیش فرض: تمام ادعاهای اصلاح طلبان نادرست است

در پی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد در ایران، اصلاح طلبان شواهد مختلفی را در اثبات بروز تخلفات انتخاباتی مورد اشاره قرار دادند.

مجموعه ای از این شواهد، مبتنی بر گزارش های منابع اصلاح طلب هستند. از جمله آنها، می توان به استفاده غیر قانونی از امکانات دولتی به منظور تبلیغات برای محمود احمدی نژاد، تطمیع و خرید رای با استفاده از بودجه دولتی، فعالیت های جانبدارانه وزارت کشور و شورای نگهبان به نفع رییس جمهور، دخالت غیرقانونی نهادهای نظامی در انتخابات، و ایجاد مانع در برابر نظارت نمایندگان کاندیداهای اصلاح طلب بر رای گیری و شمارش آرا اشاره کرد. اصلاح طلبان، همچنین چاپ  بیش از 14 میلیون برگه رای اضافی (با شماره سریال) و "میلیون ها" برگه رای اضافی (بدون شماره سریال) پیش از انتخابات را مورد توجه قرار داده و پرسیده اند که چرا با وجود این تعداد برگه رای اضافی،  کمبود برگه های اخذ رای باعث توقف رای گیری در پیش از ظهر، در سطح هزاران صندوق شد. آنان از سوی دیگر، فعالیت حدود 14 هزار "صندوق سیار" (که امکان نظارت بر آنها توسط رقبا بسیار ناچیز است) را که معادل یک سوم تعداد کل صندوق های رای در کشور می شود، شبهه دار دانسته اند.

نکته دیگری که مورد اعتراض کاندیدداهای اصلاح طلب قرار گرفته، آغاز اعلام نتایج شمارش آرا از ساعت 12.5 نصفه شب 22 خرداد، تنها 2.5 ساعت پس از اتمام زمان رای گیری بوده، که تردیدهایی جدی را در مورد امکانپذیر بودن شمارش آرا با این سرعت ایجاد کرده است.

در مورد هر کدام از موضوعات فوق، شواهدی از سوی اصلاح طلبان ارائه شده که شرح جزء به جزء آنها، نیاز به فرصت بسیار دارد. اما در بررسی محتاطانه نتایج انتخابات، می توان از تمام ادعاهای مطرح شده از سوی اصلاح طلبان صرف نظر کرد و برای احتیاط، تنها به شواهدی استناد کرد که از سوی خود دولت احمدی نژاد منتشر شده باشند. این همان کاری است که در گزارش حاضر، قصد انجام آن را داریم.

در این گزارش، با فرض آن که تنها اطلاعات رسمی منتشر شده از سوی دولت احمدی نژاد قابل استناد باشند، به بررسی شواهدی هفت گانه می پردازیم که سلامت انتخابات22 خرداد را به زیر سوال می برند. شواهدی که نویسندگان بیانیه اخیر شورای نگهبان یا از بحث در مورد آنها خودداری کرده اند و یا به اشاره ای مختصر و بدون ذکر ابهامات اصلی بسنده کرده اند.

 

درصد های مشارکت غیر طبیعی

مهم ترین ابهام قابل مشاهده در نتایج انتخابات ریاست جمهوری، به گونه ای که در جداول تفصیلی نتایج در 2 تیر 88 توسط وزارت کشور منتشر شد، اعلام درصدهای مشارکت انتخاباتی بسیار غیر عادی در ارتباط با مناطق مختلف کشور است.

بیانیه شورای نگهبان، با اشاره به ابهام فوق، تلاش زیادی را صرف توضیح "دلایلی" کرده که به عقیده این شورا ممکن است  باعث شوند تا تعداد رای دهنگان در یک حوزه انتخابیه، از تعداد واجدان شرایط در آن حوزه بیشتر شوند. دلایلی که وجه مشترک آنها، وجود رای دهندگان غیر بومی در یک حوزه انتخابیه است که ممکن است به دلایل تحصیلی و تفریحی و غیره به شهرستان دیگری رفته و در آنجا رای داده باشند. اما نکته قابل تامل در توضیحات شورای نگهبان، از قلم انداختن مهم ترین جنبه مشارکت  غیر عادی در انتخابات 22 خرداد است: "تعداد" حوزه های دارای نرخ مشارکت نزدیک یا بیش از صد درصد.

در واقع، در انتخابات اخیر، در میان "بخش" های کشور (در تقسیمات کشوری ایران، هر "بخش" مجموعه ای از چند ده یا احتمالا یک شهر مجاور آنهاست)  192 بخش با بیش از صددرصد مشارکت در انتخابات مواجه بوده اند. تعداد رای های شمارش  و اعلام شده  توسط وزارت کشور در این بخش ها بین 100 ٪ تا 211 ٪  تعداد کسانی بوده که  در سن رای دادن قرار داشته اند.

همچنین، در میان "شهرستان" ها (هر شهرستان شامل یک شهر و احیانا چند روستای مجاور آن است) در تعداد 60 شهرستان  تعداد رای های شمارش شده بیش از واجدین شرایط رای دادن بوده است. 6 روز بعد از انتخابات، در 28 خرداد، محسن رضایی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در برنامه ای تلویزیونی به وجود بیش از 170 حوزه انتخابیه با درصد مشارکت بین 95 تا 140 درصد اشاره کرد. اهمیت این آمار در آن بود که تعداد کل "حوزه" های انتخابیه ریاست جمهوری ایران (یا تعداد "شهرستان" هایی که مردم در آنها رای می دهند) 368  است و به این ترتیب

تعداد مورد اشاره توسط وی، بیش از 46 درصد از کل حوزه های انتخاباتی ایران را شامل می شدند. هر چند محسن رضایی نام و مشخصات حوزه های دارای مشارکت غیر عادی را اعلام نکرد، اما کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی، در 13 تیر و بر مبنای آمار رسمی منتشر شده از سوی وزارت کشور در تاریخ 2 تیر ماه 1388، اسامی و میزان آرای ماخوذه در 126 حوزه دارای مشارکت بالاتر بین 95 تا 127 درصد را منتشر کرد.

برای مشاهده اطلاعات دقیق تر در مورد بخش ها و شهرستان های دارای مشارکت غیرعادی، به جداول (2) و (3) از مجموعه جداول ضمیمه گزارش شماره (9) کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی نگاه کنید. 

این در حالی است که در سطح استان ها نیز، در دو استان یزد و مازندران میزان آرای شمارش شده  بیشتر از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات بوده است.

یک نکته آماری بسیار مهم در همین ارتباط آن است که در اکثریت قریب به اتفاق حوزه هایی که دارای نرخ مشارکت بالای 95 درصد هستند،  آرای اعلام شده برای احمدی نژاد با اختلاف زیادی بیشتر از سایر کاندیداها بوده است (به جدول 3 فوق نگاه کنید).

بدین ترتیب، اگرچه می توان توضیحات مفصل بیانیه اخیر شورای نگهبان را قبول کرد که غیر ممکن نیست شهرستانی وجود داشته باشد که به خاطر وجود مسافران یا دانشجویان سایر مناطق، تعداد رای های شمرده شده در آن از تعداد کل افراد حائز شرایط رای دادن بیشتر باشد، اما آیا به لحاظ ریاضی، ممکن است که تعداد چنین حوزه هایی بین یک سوم تا نصف کل شهرستان های کشور باشد؟ و آیا عادی است که تقریبا در تمام چنین حوزه هایی، نام محمود احمدی نژاد به عنوان کاندیدای پیروز از صندوق ها خارج شده باشد؟

 

آرای غیر طبیعی احمدی نژاد در بسیاری از صندوق ها

یکی دیگر از ابهامات فراموش شده در دفاعیه اخیر شورای نگهبان از انتخابات، این است که مطابق ارقام و اطلاعات منتشر شده توسط وزارت کشور، در2233 صندق رای درصد آرای محمود احمدی نژاد بالای 95  بوده  است. از میان این صندوق ها، در 307 صندوق آرای احمدی نژاد حتی بیش تر از 99 درصد است، و در 103 صندوق، میزان این آرا 100 درصد است. این در حالی است که به لحاظ منطقی، در هر صندوق حداقل ناظران سه کاندیدای رقیب محمود احمدی نژاد به او رای نداده اند.  

ضمیمه توصیفی گزارش شماره (9) کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی، در این ارتباط به عنوان نمونه به شهرستان دلفان استان غربی  لرستان  اشاره می کند. در دلفان، حداقل 19 صندوق وجود داشته که حتی یک رأی باطله ندارند و میزان رأی احمدی نژاد در آنها بین75 تا 100 درصد است. در اکثر این صندوق ها تعداد آرای کروبی و رضایی که خود لر هستند صفر یا یک است. در برخی صندوق ها نه رأی باطله ای وجود دارد و نه هیچ یک از نامزدهای رقیب احمدی نژاد حتی یک رأی آورده اند. در شهرستان دلفان، میزان مشارکت هم 100 ٪ بوده است.

مثال دیگر مربوط به نتایج انتخابات شهرستان عنبرآباد استان کرمان است. در شهرستان مذکور میزان آرای اخذ شده معادل 110 درصد واجدین شرایط است و براساس آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور 95 درصد آراء به احمدی نژاد تعلق داشته است. در همین شهرستان، در برخی از صندوقها تمامی آرا به احمدی نژاد تعلق دارد و سه کاندیدای دیگر دارای هیچ رأیی نیستند. مثلاً در صندوق شماره 13 بخش جبالبارز جنوبی تمامی 307 رأی، در صندوق شماره 14  تمامی 700 رأی، در صندوق شماره 16 تمامی 335 رأی و در صندوق شماره 18 تمامی 600 رأی و در صندوق شماره 21 تمامی 1000 رأی به احمدی نژاد تعلق دارد. در برخی دیگر از صندوقهای این شهرستان، مجموع آرای سه نامزد دیگر تک رقمی است. مثلاً در صندوق شماره 13، 16، 20 و 30 بخش مرکزی از کل آرای ریخته شده به صندوق، سه نامزد  دیگر مجموعاً 7 رأی کسب کرده اند. وضعیت مشابهی در صندوق های شمار3، 4، 7، 11، 19، 22، 24 و 25 بخش جبالبارز جنوبی و صندوق شماره 3 بخش اسماعلیلی  مشاهده می شود.

 

صندوق های حاوی آرای کل مضرب صد

یک پدیده غیرمعمول دیگر در ارتباط با آمار وزارت کشور،  آن است که در تعداد بسیار زیادی از صندوق ها، تعداد آرای اعلام شده مضربی از عدد صد (مثلا 900، 1000، 1100 و ...) است.

نسبت صندوق های دارای مضرب 100 به کل صندوق های رای موجود، در بعضی حوزه های انتخابیه بسیار قابل توجه بوده است (نگاه کنید به جدول 4 مجموعه جداول ضمیمه گزارش کمیته صیانت از آرا). مطابق گزارش کمیته صیانت از آرا، این نسبت مثلا در در شهرستان کوهدشت استان  لرستان  29 درصد، در شهرستان سلسله لرستان 23  درصد ، در شهرستان دلفان استان  لرستان 20 درصد ، در شهرستان فلاورجان استان اصفهان19  درصد ، و در شهرستان عنبرآباد استان کرمان 14  درصد بوده است. به لحاظ ریاضی، در حالت معمولی احتمال وقوع آرای کل مضرب صد در هر صندوق یک درصد است.  با توجه به اینکه برگه های رای در مجموعه های صدتایی منتشر می شوند، وجود صندوق های رای دارای اعداد مضرب صد، در صندوق هایی که تمام برگه های رای چاپ شده در آنها مصرف شده باشد نیز ممکن است. اما همواره برای کم نیامدن تعداد برگه های رای، تعداد برگه هایی که در اختیار هر حوزه انتخاباتی گذاشته می شود از تعداد واجدین شرایط آن حوزه بیشتر است؛ در نتیجه، مصرف شدن کامل بسته های صد تایی رای در بسیاری از حوزه ها، احتمالا نشان می دهد که از تمام برگه های رای موجود، برای پر کردن صندوق ها با آرای یک کاندیدای خاص استفاده شده است. از سوی دیگر، صندوق های دارای تعداد آرای مضرب صد، همگی در صندوق های حوزه های دارای مشارکت بالای صد درصد (که تمام برگه های رای آنها مصرف شده باشد) نیستند و بسیاری از آنها در حوزه های دارای درصد مشارکت پایین تر قرار دارند.

 

اعلام آرای متفاوت برای استانها و شهرستان های مختلف

طبق جدول شماره (1) گزارش کمیته صیانت از آرای میرحسین موسوی، در بسیاری از استان های ایران، مجموع آرای "شهرستانهای" استان (ارائه شده در تاریخ  2  تیرماه 88 بر روی سایت رسمی  وزارت کشور)  با مجموع آرای "صندوق های رای" همان استان (ارائه شده در تاریخ  25 خرداد 88 بر روی سایت وزارت کشور) فرق دارند. این پدیده در 24 استان از 30 استان ایران قابل مشاهده است و میزان تفاوت اعداد ذکر برای استان ها در دو روش فوق از یک رأی تا 29 هزار رأی است. به نحوی که به نظر می رسد آرای اعلام شده برای شهرستان ها از مجموع آرای صندوق های همان شهرستانها  حاصل نشده  و بر مبنای محاسبات دیگری به دست آمده است.

این ابهام وقتی برجسته تر می شود که که مقایسه آرای کلی اعلام شده با حاصل جمع آرای صندوق ها، در مورد تک تک شهرستانهای هر یک از استانها انجام بگیرد. نتایج آزمون فرضیه فوق در سطح شهرستانهای مختلف  نشان از تفاوت گسترده مجموع آرای صندوق های شهرستان ها با تعداد آرای کلی اعلام شده برای همان شهرستان ها دارد. این تفاوت در در 78 شهرستان کشور قابل مشاهده است که مجموع آرای آنها به 11 میلیون و 175853  رأی بالغ می شود.

           

ثابت ماندن نسبت آرا در هنگام اعلام اولیه نتایج انتخابات

در انتخابات هایی که تاکنون در ایران برگزار می شده، همواره اعلام تدریجی نتایج شمارش آرا، با مشخص کردن اینکه آرای شمارش شده به کدام حوزه های انتخاباتی تعلق داشته اند صورت می گرفته است. اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد، که از نیمه شب همان روز صورت گرفت، به شیوه ای غیر معمول و بدون مشخص کردن آنکه نتایجی که اعلام می شوند مربوط به کدام مناطق کشور هستند انجام گرفت. در هنگام اعلام نتایج، وزارت کشور تنها اعلام می کرد که با شمردن این تعداد صندوق رای، میزان رای کاندیداها چقدر بوده است (البته در پی اعتراضات شدید کاندیداهای معترض، بعد از چند روز آمار تفکیکی حوزه های انتخاباتی هم منتشر شد که بحث های جدیدی را برانگیخت).

بعد از شروع اعلام نتایج انتخابات، یکی از نکاتی که توجه ناظران را به خود جلب کرد، آن بود که میان آرای محمود احممدی نژاد و آرای میرحسین موسوی، همواره نسبت عددی ثابتی وجود داشت، نسبتی که هر چقدر تعداد صندوق های شمرده شده افزایش می یافت، باز هم تقریبا ثابت باقی می ماند. در واقع، به لحاظ ریاضی،  نمودار آرای اعلام شده برای کاندیداها (در زمان های مختلف) به شکل یک خط راست (و نه یک منحنی) بود و به اصطلاح، واریانسی نزدیک به ۱ داشت. این پدیده تنها در صورتی می توانست امکانپذیر باشد که در تمام شهرها و روستاهای ایران مردم به یک نسبت به کاندیداهای مختلف رای داده باشند، پدیده ای که نه تنها در ایران بی سابقه است، که حتی بر مبنای آمار آرای تفکیکی شهرستان ها که بعدها توسط وزارت کشور منتشر شدند هم قابل قبول نیست. آمار تفکیکی حوزه های انتخابیه، اگرچه دارای نقاط ابهام فراوان بودند، اما حتی بر مبنای آنها هم نسبت آرای کاندیداها در مناطق مختلف کشور تفاوت داشت و نمودار حاصل از آنها نمی توانست یک خط مستقیم باشد.

 

وجود نداشتن آرای باطله تا زمان شمارش 21 میلیون رای

یک نکته قابل توجه دیگر در زمینه آرای اولیه اعلام شده توسط وزارت کشور، آن بود که تا دهمین نوبت اعلام نتایج "آخرین شمارش آرا"، حتی یک رای باطله نیز در میان کل آرای شمارش شده وجود نداشت.

وجود نداشتن آرای باطله، پس از شروع اعلام نتایج انتخابات توسط وزارت کشور به طور گسترده مورد  اشاره  منتقدان دولت قرار گرفت که از این موضوع، به عنوان نشانه ای از ساختگی بودن اعداد اعلام شده یاد می کردند. قابل توجه است که انتشار نتایج اولیه انتخابات بدون ذکر آرای باطله، تا دهمین نوبت انتشار نتایج شمارش آرا ادامه یافت. سپس، پس از چند ساعت توقف در اعلام نتایج، "نتایج نهایی انتخابات" منتشر گردید، که تنها نتایجی بودند که در آنها، بر خلاف ده نوبت قبلی، عددی نیز (409389 رای) به آرای باطله اختصاص یافته بود. بدون هیچ توضیحی در این مورد که چطور در ده نوبت قبلی اعلام نتایج، 21,781,391 رای شمرده شده بود بدون آنکه حتی یک رای باطله در میانشان باشد.

یک تغییر قابل توجه دیگر در خصوص اعلام نتایج اولیه انتخابات توسط وزارت کشور، آن بود که طبق نهمین نوبت نتایج اعلام شده، آرای محسن رضایی تا هنگام شمارش 19,761,433 رای 633,048 رای بود. اما طبق دهمین نتایج اعلام شده، با شمارش 2 میلیون رای بیشتر ( 21,781,391) آرای محسن رضایی نه تنها افزایش نیافت، که 45135 رای هم کاهش یافت و به 587,913 رای رسید.

 

افشای تعداد زیاد آرای تانخورده در هنگام "بازشماری" آرا

در پی افزایش اعتراضات به تخلفات انتخاباتی و اعلام بازشماری تصادفی 10 درصد صندوق های رای توسط شورای نگهبان، که البته کاندیداهای اصلاح طلب به علت عدم بی طرفی شورای نگهبان از معرفی نماینده به هیات بازشماری آرا خودداری کردند، خبرگزاری دولتی ایرنا تصاویری از "بازشماری" آرا را به منتشر کرد که خود به ایجاد ابهامات جدیدیدر مورد انتخابات منجر شدند.

در تصاویر منتشر شده توسط خبرگزاری ایرنا، تعداد بسیار زیادی برگه رای نو و تانخورده دیده می شد که مسوولان شورای نگهبان در حال شمردن آنها بودند. این در حالی بود که وارد کردن برگه ها به شکاف صندوق رای، بدون تا کردن آنها تقریبا غیر ممکن است و از قضا پیش از بازشماری آرا هم، شخص وزیر اطلاعات "تانخورده" بودن برگه های رای را یکی از نشانه هایی دانسته بود که وجود آن، می تواند به اثبات تقلب در انتخابات منجر شود.

اظهارات وی که در شماره 8 تیر روزنامه جام جم به چاپ رسیده بود، حکایت داشت: "او [یکی از افراد معتقد به تخلف در انتخابات] گفت شنيده است که صندوق هاي دو جداره آرا ساخته شده است که در طبقه زيرين آن از پيش برگه هاي آراء را به نفع يکي از کانديداها قرار داده اند و آراء مردم در طبقه بالاي صندوق ريخته مي شود و به هنگام باز کردن در صندوق ، آراء جاسازي شده بالا مي آيد که نتيجه کنوني انتخابات ناشي از اين امر است.... من از شنيدن اين موضوع خنديدم و به او گفتم اگر کسي هيچ گاه انتخابات و هيئت هاي نظارت اجرايي و اعضاي شعبه هاي انتخابات را نديده بود و چنين سخن مي گفت مقداري قابل پذيرش بود... مردم به طور معمول برگه هاي آرا را تا مي زنند و به اين علت آراء [روی هم] انباشته مي شود و اينکه گفته شد برگه هاي آراء در بخش مخفي صندوق قرار داده شده بايد [برای امکانپذیر بودن این کار، برگه های بخش مخفی] کاملاً صاف و تا نخورده باشد تا مقدار زيادي برگه رأي در آنجا قرار گيرد."

نکته دیگری که در تصاویر منتشر شده از سوی خبرگزاری ایرنا مورد توجه منتقدان قرار گرفت، این بود که در یکی از تصاویر، وجود دستخط هایی مشابه بر روی برگه های آرا قابل تشخیص بودند.

 

***

توجه به مجموعه شواهد فوق، که همگی به طور رسمی از سوی دستگاه های رسمی مدافع دولت احمدی نژاد منتشر شده اند، ظاهرا برای بسیاری از ایرانیان و غیرایرانیان تردیدی باقی نگذاشته اند که در دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران، به گونه ای گسترده تقلب شده است.

به عقیده بسیاری از ناظران، شواهد منتشر شده از سوی دولت و شورای نگهبان، حتی با فرض نادرست بودن تمام ادعاهای اصلاح طلبان در مورد رفتارهای غیرقانونی دولت، برای اثبات تخلفات انتخاباتی در 22 خرداد 88 کافی به نظر می رسند.

برخی از همین ناظران معتقدند وضوح تقلبات انتخاباتی در اطلاعات منتشر شده توسط دولت، به حدی است که شاید بزرگترین راز انتخابات ریاست جمهوری سال 88 در ایران، انتشار این اطلاعات توسط خود دولت باشد.


مهدی کروبی : من به عنوان عضو این نظام از دروغ های واضح و نسنجیده ای که گفته می شود شرمنده ام.

ارسال شده در : 1388/4/29 11:27 AM

سحام نیوز : مهدی کروبی با انتقاد از فضایی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم شکل گرفته است گفت: "من به عنوان عضو این نظام از دروغ های واضح و نسنجیده ای که گفته می شود شرمنده ام."دبیر کل حزب اعتماد ملی در مراسمی که به مناسبت عید مبعث رسول اکرم و برای تقدیر از تلاش های حامیان انتخاباتی اش برگزار شد با اشاره به حوادث انتخابت ریاست جمهوری دهم که البته آنها را اقداماتی فراقانونی خواند گفت: "به دنبال انتخاباتی که برگزار شد متاسفانه حوادثی روی داد که البته گزارش های آن در رسانه های داخلی و خارجی منعکس شد، حوادثی که برای ما تازگی دارد و بسیار عجیب و غریب و غیره منتظره بود." وی با ابراز تاسف از برخوردهایی که با اعتراضات آرام مردم صورت گرفت تاکید کرد: "پس از انتخابات مردم درخواستی قانونی داشتند و تنها خواسته شان این بود که می گفتند "رأی ما چه شده است" مردم بسیار آرام، ساکت و منطقی راهپیمایی میلیونی برگزار کردند ولی متاسفانه مانع این حرکت و تظاهرات آرام مردم شدند و شما شاهد آن بودید که چه غوغایی در تهران و شهرستان ها برپا شد و با سپر ، کلاهخود، باتوم، گاز اشک آور و گلوله به مردم حمله کردند. اما پس از روی دادن این حوادث اتفاق جالبی روی داد، آن هم اینکه همین افرادی که بر روی مردم گلوله گشودند اینک می گویند ما مردم را نکشتیم و افراد دیگر این کار را انجام دادند و این دیگر داستان عجیبی دارد. " وی با تاکید بر اینکه اینک در عصر ارتباطات زندگی می کنیم تصریح کرد: "مردم خود شاهد آن بودند که نیروی مسلح چگونه با مردم برخورد می کردند و حتی زنان را به داخل جوی ها پرتاب می کردند و با توجه به اینکه در عصر ارتباطات هستیم این اتفاقات در تمام دنیا منعکس شد که باید گفت متاسفانه آبروی امام (ره) که بنیان گذار جمهوری اسلالمی بود و نظام اسلامی ایان را مخدوش کرد. "کروبی خطاب به عاملان چنین حوادثی گفت: "آیا کسانی که این کارها را انجام می دهند نمی دانند که در کجا زندگی می کنند، و یا اینکه فراموش کرده اند اینک عصر ارتباطات است."مهدی کروبی سپس برای تبیین شرایطی که اینکه در آن به سر می بریم به شرذح اتفاقی که روز جمعه در حاشیه نماز جمعه روی داد پرداخت و افزود: "روز جمعه من حدود ساعت 12 به روزنامه اعتماد ملی رفتم و سپس از آنجا با ماشین به سمت نماز جمعه حرکت کردم ، وقتی جمعیت مرا دیدند به سمت من آمدند و من از ماشین پیاده نشده و به سمت دانشگاه حرکت کردم در همین حال مردم نیز پشت سر من حرکت می کردند. وقتی جلوتر رفتیم مشاهده کردم که یک طرف موتور سوارانی با اسلحه ایستاده اند و گاز اشک آور نیز در فضا پیچیده است وقتی نروم و من هم احتمال می دادم که اگر جلوتر بروم درگیری رخ می دهتد مانند اتفاقی که در مسجد قباد سالگرد شهید بهشتی روی داد و بنابراین به مردم علامت دادم که بروند و خودم هم با علامت نشان دادم که می خواهم برای ادای نماز جمعه بروم. بنابراین ماشینی آوردند تا به سمت دانشگاه بروم ، من نیز علی رغم آن که همیشه با ماشین وارد دانشگاه می شدم وقتی مقابل داتنشگاه رسیدم پیاده شدم در انحا دیگر کسی نبود جز نیروهای امنیتی منتسب به خودشان به محض انکه من از ماشین پیاده شدم شروع کردن به سردادن شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه و من با توجه به سوابقم از این شعاری که داده می شد تعحب کردم . در ان زمان فردی انجا نبود ولی همه مشاهده کردید که عکس های مختلی از این صحنه که به سمت من حمله کردند و عمامه ام را انداخته اند منتشر شده است . پس چگونه اینها می خواهند برخوردهای که با مردم صورت گرفته را کتمان کنند و یا به گردند دیگری بیاندازند . چرا که همه این اتفاقات مقابل چشم مردم صورت گرفته است . "مهدی کروبی تاکید کرد: "مقابل چشم مردم جوانان را کشته اند و اینک می گویند ما اصلاً اسلحه ای دراختیار نداشته ایم من به عنوان عضو این نظام از این دروغ های واضح و نسنجیده شرمنده هستم. " وی تاکید کرد : " اکنون ان قدر به مردم دروغ گفته شده است که هر شایعه ای را مردم باور می کنند و این برای من یادآرو دوران مبارزه ام قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است . در زمانی که ماجرای حمله به مدرسه فیضیه در قم رخ داد می گفتند که بسیاری از روحانیون را به دریاچه نمک انداخته اند و یا پس از حادثه 15 خرداد ٤٢ گفته می شد که نزدیک به 15 هزار نفر به شهادت رسیده اند . این دروغ ها که گفته می شد و اصل ماجرا را تکذیب می کردند و موجب می شد که این شایعات در ذهن مردم پذیرفته شود . اکنون نیز به نظر می رسد که همان ماجرا ها در حال تکرار شدن است و این قدر به مردم دروغ گفته می شود که دیگر نمی توان هیچ حرفی را باور کرد مردم نیز شایعات را باور می کنند و هر آماری که ارایه شود را می پذیرند . " وی خطاب به مسئولان امنیتی و انتظامی گفت: "اگر شما معتقدید که این اعمال از سوی نیروهای منتسب به شما نبوده پس چرا تاکنون کسی را معرفی نکرده اید؛ آخر این چه کاری است که می گویند عده ای با اسلحه های آمریکا،انگلیس و اسرائیل کشته شده اند البته شاید هم در داخل کسی بوده که تیراندازی کرده ولی شما باید با مدرک و سند این حرف ها را ثابت کنید."کروبی با اشاره به نامه نگاری های برخی از مسئولان به امام زمان گفت: "ابتدا آقایان می گویند که این افراد توسط نیروهای ما کشته نشده اند و انگاه به امام زمان نامه می نوسیند و می گویند که دست ما خالی بوده و هم شهید داده ایم و هم مظلومیم و هم ستم کشیده ایم و این دیگر جای بسی تعجب است . " وی نسبت به بی توجهی به اصول دینی و مسئله اعتقاد به امام زمان و انتظار گفت : " متاسفانه امروز شرایط به گونه ای شده است که درباره امام زمان این گونه صبحت می شود و ان قدر این مسئله فاجعه امیز است که حتی نمی توان جلوی ان را گرفت . " وی با اشاره به خاطره ای از امام خمینی (ره) گفت : " به خاطر دارم در زمان جنگ تحمیلی هنگامی که حضرت امام شنید که برخی از رزمندگان در جبهه ها این گونه درباره امام زمان صحبت می کنند و عده ای هستند که می گویند با امام زمان صحبت کرده و یا خواب او را دیده اند سریع خواستار پیگری موضوع شده و گفتند که افرادی که این ادعا ها را مطرح می کنند بازداشت کنید و چنین برخوردی از سوی حضرت امام موجب شد تا ان ماجرا دیگر تکرار نشود . ولی امروز فضا به گونه ای است که هر روز یک فردی چنین ادعاهایی را مطرح می کند . " وی افزود : " ما به عنوان شیعه اثنی اعشری معتقدیم که امام زمان (عج) در غیبت هستند و امام زنده می باشند و در انتظار فرج ایشان هستیم ولی ایا این گونه صحبت کردن با ایشان درست است ؟ آیا باید به آقا هم دروغ گفت ؟ خوب می توانستید در نامه به ایشان بگویید که این افراد یک عده آشوب گر بوده اند که می خواستند آشوب کنند که با انها برخورد کردیم ولی چرا دروغ گفتید ؟ " مهدی کروبی ابراز تاسف کرد از اینکه پس از گذشت 30 سال از پیروزی جمهوری اسلامی ایران تلاش های دوستانش با انجام اقدامات فراقانونی بی ثمر مانده است . ولی وی حامیانش را به امید و حرکت در مسیر هدف تعیین شده دعوت کرد و گفت : " هرچند که در عرصه این انتخابات اتفاق تلخ و غم انگیزی روی داد و لی یادتان باشد که تفکر ازتجاعی که اکنون وجود دارد به دنبال این است که ما را در این وضع نگه دارد ولی ما باید با هوشیاری و امیدواری حرکت کرده و اهدافی را که بدان اعتقاد داریم فراموش نکنیم . " کروبی همچنین با تبیین اهداف برگزاری این مراسم گفت : " اکنون که تنش ها میان نامزدها و داوطلبان کاهش پیدا کرده است من به این فکر افتادم که یک نشستی را با دوستانی داشته باشم که در ایام انتخابات از بنده حمایت کرده اند و از انان تقدیر و تجلیل کنم و از سوی دیگر می خواستم این مراسم برگزار شود تا دیگران هم بدانند که ما زنده هستیم و به راهی که انتخاب کرده ایم ادامه می دهیم . کسانی که می خواهند ما را به حاشیه برانند باید بدانند که فراز و نشیب ها ، بی مهری ها و تقلب ها هیچ کدام در روحیه ما اثر ندارد ." وی افزود : " من از 48 سال پیش وارد عرصه مبارزاتی شده ام و به یاری خدا به راهم ادامه می دهم . " کروبی خواستار حفظ ارتباط با کسانی شد که در عرصه انتخابات به حمایت از او پرداخته اند و گفت : " دوستانی که در انتخابات همراه من بوده اند دو دسته هستند یک عده د وستانی هستند که از دوستان حزبی من می باشند و نسبت به یکدیگر به مانند یک خانواده هستیم و عده ای دیگر دوستان غیر حزبی ام هستند که نسبت به بنده محبت دارند و در این مسابقه با من همراه بودند و بنده نیز علاقه مند هستم که این ارتباط محفوظ بماند البته این ارتباط سیاسی نیست بلکه یک ارتباط عاطفی و فکری می باشد . بنابراین پیشنهاد می کنم که رابطینی از میان این دوستان انتخاب شوند که همواره با من در ارتباط باشند . " مهدی کروبی در پایان گفت : " هرگز ناامید نباشید و درراهی که انتخاب کرده اید ثابت قدم باشید . " همچنین مهدی کروبی به تعدادی دیگر از حامیانش اشاره کرد که متاسفانه امروز در زندان به سر می برند و ابراز امیدواری کرد که هرچه سریعتر انها آزاد شوند . گفتنی است در این مراسم علاوه بر حامیان غیر حزبی و حزبی مهدی کروبی برخی از خانواده های بازداشت شدگان حوادث اخیر نیز حضور داشتند . این مراسم قرار بود که در تالار سنتی عیقیق برگزار شود که به علت عدم ارائه مجوز از سوی فرمانداری تهران در دفتر امام جمارانی برگزار شد .

بیانیه شاخه جوانان و دانشجویان اعتماد ملی : حمله به کروبی حمله به حیثیت و اعتبار نظام است

ارسال شده در : 1388/4/29 11:24 AM

بسمه تعالیآنچه روز جمعه در نماز جمعه تهران اتفاق افتاد رفتاری نبود که بتوان از کنارش ساده عبور کرد. رفتاری نبود که از سوی افرادی سر بزند که از سر شور و شر بخواهند کاری کنند. رفتاری نبود که از سوی کسانی سر بزند که هدایت شده نباشند. حمله به مهدی کروبی که بزرگان انقلاب از او به عنوان یار صدیق و امین امام (ره) یاد می کنند توسط کسانی صورت گرفت که هدایت شده عمل می کنند و قطعا از اصلی ترین لایه های حامی دولت فعلی هستند. رفتار افراد مست لایعقلی بود که از باده مسموم پیروزی در 22 خرداد نوشیده بودند. کسانی که خط مشی آنها را روزنامه های کیهان و ایران و دروغنامه وطن امروز تعیین می کنند و رفتار غیرانسانی شان بیانگر این مطلب است که این رفتارهایشان تداوم خواهد داشت.در شرایطی که رهبری مکرر از وحدت سخن می گوید بیش از پیش کوس نابرادری و عدم وحدت از سوی خود پیروز خواندگان دولت دهم شنیده می شود و اسفا که در سی امین سال عمر جمهوری اسلامی به مهدی کروبی حمله می شود آن هم از سوی کسانی که خود را ذوب در ولایت می خوانند.درواکاوی علل حادثه روز جمعه می توان به نکات ذیل اشاره کرد:1-کروبی چهره ای نیست که بتوان با عناوین مختلف مانند ضد انقلاب و یا القاب دیگر وی را از صحنه بیرون کرد، بلکه سوابق وی در انقلاب آنچنان گویا و روشن است که حتی انسانهای متحجر نیز نمی توانند چنین القابی را به وی نسبت دهند.2-پافشاری کروبی بر احقاق حقوق ملت و روشن کردن خط امام (ره) از سوی وی باعث عصبانیت این گروه شده است. فردی که از نزدیکان امام (ره) به شمار می رفت ، امروز درصدد احیا و عدم انحراف خط واقعی انقلاب و امام است. بنابراین اینان تنها راه مقابله با کروبی را نه مانند همیشه با تهمت و افترا بلکه با حمله به وی یافتند.3- در کشوری که رئیس دولت ناباورانه و گستاخانه به ارزشهای 30 ساله انقلاب حمله می کند، مسلم است که طرفداران وی نیز این حریم را زیر پا گذاشته و به یکی از خادمین انقلاب حمله ور می شوند.لازم است متذکر شویم که کروبی به مانند دیگران نیست که در مقابله با انحرافات و تحجرات سکوت کند بلکه مطمئناً روزی سردمداران این متحجرین گستاخ را به عموم ملت ایران معرفی می کند و کسانی که روز جمعه به کروبی حمله کردند، بی شک به صورت سازمانی و به دستور نهادها و اشخاص خاص دست به این عمل شنیع زده اند.شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی از مسئولین ذی ربط که ادعای خدمت به انقلاب و مردم را دارند می خواهد با برخورد قاطعانه سبب جلوگیری از وقوع مجدد چنین حوادث تلخی شوند.ما جوانان خط امام نخواهیم گذاشت عجوزه های وامانده و متحجر که خود را وارث ملک ایران می دانند هر طور که بخواهند رفتار کنند و آب از آب تکان نخورد. برای ما حمله به کروبی حمله به حیثیت و اعتبار نظام است. ما نظام را در عمر 70 ساله کروبی که بیش از 20 سال آن در مبارزه با طاغوت و 30 سال آن برای تحکیم حاکمیت مردم و تثبیت نظام جمهوری اسلامی سپری شد می بینیم و ایمان داریم آنچه کروبی از نظام جمهوری اسلامی باور دارد عین اندیشه امام خمینی است و برای دفاع از اعتبار او که احیاء اعتبار نظام است از هیچ اقدامی فروگذار نخواهیم کرد. شاخه جوانان و دانشجویان حزب اعتماد ملی1388/4/28

اين دولت را مشروع نمي دانم / در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد / اماده همكاري با افراد و گروههاي تحول خواه هستم

ارسال شده در : 1388/4/27 09:26 PM

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون
ملت بزرگ و فهیم ایران!
لازم می دانم ابتدا از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری و هم به خاطر همه آن عزیزانی که در این مدت زحمات زیادی را برای آنها موجب شدم و با لطف و عنایت خود مسیر انتخابات را هموار و زمینه حضور عظیم و بی سابقه ای را فراهم کردند.
پیش از همه اذعان می کنم که بسیاری از شما پیشتر و دقیق تر می دانستید که چه خواهد شد و متوجه شده بودید،همان گاه که می پرسیدید «چه تضمینی برای آرای ما وجود دارد»، یا زمانی که می گفتید «نتیجه انتخابات معلوم است و شما آب در هاون می کوبید.»
با این همه می خواهم بگویم از کرده خود پشیمان نیستم و شما هم از این تلاش عظیم و حضور یکپارچه ضرر نکرده اید.حرکت ما در جهت تحکیم مبانی جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت بود و ماه ها با کمک دوستانمان تلاش بی وقفه ای داشتیم که «مطالبه محوری» را در صحنه انتخابات به یک اصل تبدیل کنیم و با توجه به اوضاع و شرایط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرایط فعلی می توان انجام داد را برای حل مشکلات مردم و تحکیم پایه های استقلال و آزادی در کشور عنوان کنیم.
ما برای تغییر آمده بودیم،گرچه نیروهای غیبی و ظاهری مانع از تغییر در قوه مجریه شدند. با این همه فراتر از این تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به یاد و عشق امام راحل بود، به یاد روزهای فداکاری و از خودگذشتگی، قدم نهادن در مسیر مسوولیت پذیری و نه جاه پرستی ، خودخواهی و تحقیر دیگران.
آمدن برای گفت و گوهای بالنده تر اجتماعی و نه طرد هر کسی که غیر از سخن من کلمه ای به زبان می راند؛
آمدن برای گفت و گو و شکستن فضای یکسویه حاکم بر اوضاع کشور عمومی؛
آمدن برای دیدن بهتر و کامل تر جریان اداره کشور؛
آمدن برای روشن کردن چرخه ناکارآمد مدیریت اجتماعی کشور؛
آمدن برای تغییر در سیاست های تحکم آمیز و تحجرمآبانه داخلی؛
آمدن برای گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحریت ؛
آمدن برای غبار روبی از چهره جوان و نوجوان ، دانشگاه و اصحاب فکر و اندیشه؛
آمدن برای تعامل با همسایگان و دولت های خارجی؛
آمدن برای بازداری از شکل گیری فرهنگ و ادبیات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن برای شفاف سازی امور اجرایی و ارتباط بخش های گوناگون اقتصادی و برنامه محوری؛
آمدن برای همه این ها و همه آنچه گفته شد و غیر از این ها همه برای تغییر بود و تغییر برای ایران. حاصل این همه آمدن ها که زمان وسیعی را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستیم فضای یخ زده کشور را شکستیم ، مطالباتی که حق مردم بود بازگو و بازتعریف کردیم، افق نقد را به طلوع سپیدی نزدیک تر سازیم ، جرات گفتن و شنیدن را برای مسوولان و نامزدها به اوج رساندیم ، شجاعت دیدن واقعیت ها را در همه زمینه ها ارتقا بخشیدیم ، گفت و گو با همسایگان ، آمریکا ، اعراب و مسلمانان را به جایگاه مطمئنی نزدیک ساختیم و با ارائه برنامه ها ، بیانیه ها ، اعلام مواضع و دیدگاه ها ، ناگفته های بزرگی را با عظمت گفتیم و جامعه را از ترس های غیر منطقی دور کردیم و همگان را این سو و آن سوی مرزها ایران به گفت و گو ترغیب کردیم و شما در همه این لحظات و برداشتن این گام ها همراه و یاور من بودید و چگونه می توان فراموش کرد شکوه شب های پیش از 22 خرداد را که همه ایران یکپارچه شور سیاسی و شوق انتخابات شده بود و دنیا با همه بزرگی خیره بر این عظمت و آزادگی حاصل از انقلاب اسلامی. چه تصاویر به یاد ماندنی از آن همه شب ها و شورها و جوان ها که ایران را یکپارچه غرق در مردمسالاری و حضور سیاسی ساخته بود. چقدر دنیا از آن شب ها و انقلاب و عظمت ایران یاد کرد و چه باورنکردنی که یک هفته بعد تصاویر آن شکوه به فریاد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبدیل شد و خون به سنگفرش خیابان پاشید و با ضرب باتوم ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پیر و جوان .... و چه سقوط آزادی از اوج قله عظمت در تصویر جهانی به حاکمیت شلاق و زندان گلوله ...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهی شده به خوابگاه دانشجویان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با یونیفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خیابان دستگیر کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتی هایی که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده ها نفر از رجال مذهبی و سیاسی را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادی نسبی را گرفتند و همه را روانه زندان ها و سلول انفرادی کردند تا در چنین شرایطی سخت لب به سخن بگشایند و به انقلاب مخملی اعتراف کنند!
این چه انقلاب مخملی است که رهبران آن دو تن از زنده ترین و با سابقه ترین یاران امامند و مورد تایید شورای نگهبان و رهبری برای حضور در انتخابات و حداقل 15 میلیون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها رای داده اند ؟
رویای انقلاب مخملی در ذهن این ها بوده یا آنها که کابوس آن را می دیدند و نیرو به همسایه شمالی گسیل داشتند که آموزش ببینند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قیافه مهیب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پیر و جوان و زن و مرد و اتومبیل و مغازه بترسانند تا مبادا کسی جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش های تبلیغاتی و در بوق کردن حرف های غیر واقعی، همه را محکوم به اغتشاش ، انقلاب مخملی ، تخریب و ده ها اتهام دیگر نموده و تا جایی پیش رفتند که مردم را به قتل یکدیگر و رفتن در لباس بسیج برای زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستی که این انتخابات در عین اینکه پرشور ترین ، سیاسی ترین و با شکوه ترین انتخابات در این سی سال بود ، پر مساله ترین نیز بود که با اعتراض های گسترده مردم ، شخصیت های سیاسی و گروه ها مواجه شد و متاسفانه نهادهای مسوول به جای پاسخگویی و رفع شبهات درباره تردید های جدی و تخلفات اساسی خواستند با طرح ادعاهای مضحک همه چیز را تحت تاثیر قرار دهند. شما مردم حق دارید که لااقل این سوال را از نظام بپرسید که چگونه دو تن از یاران انقلاب که مورد تایید و با صلاحیت و نیز همه گروه های اطرافشان یک شبه به عاملان انقلاب مخملی و هواداران گروه های اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبدیل شدند ؟
چگونه می توان این همه را به مصاف سیاسی و انتخابات خواند و ناگهان در پایان یا میانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سیما و تریبون های مذهبی و نيروهاي انتظامي و امنيتي و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تیر و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه این ها تقصیر «خود شما» است ! صدا و سیما را با بودجه ملی به خدمت گرفت، برنامه پشیمان سازی به راه انداخت و در همین حال خود را به حمایت 40 میلیون رای دهنده در انتخابات مفتخر دانست ؟! این همان شعار پر مغز راهپیمایی مردم از انقلاب تا آزادی است که می گفتند: «رای ما را دزدیدند ، دارند باهاش پز می دهند.»
لازم می دانم در این مقطع که به ظاهر سیر اداری انتخابات را پایان یافته تلقی کردند ، مواردی را به عرض شما ملت شریف برسانم :
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهانی را متوجه ایران و مسوولین اجرا و نظارت و همه تصمیم سازان نموده که برای همیشه در یادها و خاطره جامعه و تاریخ باقی خواهد ماند. در یک طرف مردمی که نظام و کشورشان را می خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کیان آن فکر می کردند و در ظلمات یاس و ناباوری روح امید را در خود احیا نموده و برای تغییر و ساختن ایرانی از نو آمدند ولی با عبور از میدان های مین و موانع ، ناباورانه با کمین به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که برای آنان و به نام آنان و بی شباهت به انتخاب و رای آنان ، انتخاباتی را مهندسی نموده بود. در حقیقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعیده ها و نمایش فضای دموکراسی بر این باور بودیم که هنوز کفگیر منافع مادی به ته دیگ امانت داری و دیانت و اخلاق اجتماعی نخورده و ته مانده ای از پاکی و صداقت می تواند از رای مردم صیانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اینجا باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسوولین از مردم عذرخواهی می کنم.
2. برای همه شهدای این ماجراهای انتخاباتی از خداوند رحمان آمرزش طلب می کنم و آرزو می کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده هایشان تسلیت می گویم و ضمن ابراز تاسف از اینکه حتی امکانات تجلیل و بزرگداشت مناسبی هم برای تشییع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده ، با آنها همدردی می کنم. برای همه عزیزان ، مجروحان و آسیب دیدگان بهبود و شفای عاجل طلب می کنم و مقصر همه این شهادت ها ، جرح و تخریب ها و اغتشاش ها را کسانی می دانم که حقوق مردم را زیر پا گذاشتند ، حتی به آنها اجازه راهپیمایی آرام ندادند و نه تنها امنیت آنها را تامین نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهین و تحقیر قرار دادند.
3. فضای امنیتی که پس از انتخابات در کشور ایجاد شده مولود افکار معیوب و توهم توطئه های خود ساخته ای است که متاسفانه تلاش می شود با تبلیغات و استفاده یک طرفه از صدا و سیما آن را یک طرفه به اثبات رسانند. هیچ یک از گروه های سیاسی شناخته شده و شخصیت های سیاسی شناخته شده و شخصیت های عزیز سیاسی و میلیون ها نفر مردمی که در راهپیمایی های آرام و مدنی حضور داشتند هیچ مطالبه ای نداشتند جز اینکه رایشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادی و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملی ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سیاسی جریان حاکم است. اصولا انقلاب های مخملی در کشورهای اقمار شوروی سابق رخ داده ، شرایط خاص خود را دارد و در هیج جای دیگری نیز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروی سابق بوده یا شده ایم ؟ انقلاب مخملی با حضور افراد وابسته به انقلابی چون آقای موسوی و اینجانب و ده ها میلیون ها نفری که به آنها رای نداده اند، معنی ندارد. دستگیری و زندانی کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره های سیاسی ، اجتماعی ، دانشگاهی و مطبوعاتی و نگران داشتن خانواده هایشان بدون هیچ اتهامی و بعضا به صورت آدم ربایی، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است ، اینان باید هر چه سریعتر آزاد و از آنها اعاده حیثیت شود.
4. با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالت های دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم ، انقلاب و نظام اسلامی و شاگر بی ادعای امام راحل از همه مردمی که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نیز نسبت به پیگیری نتایج صحیح آن حساس بوده و هزینه ها پرداختند، قدردانی می کنم و به پیشگاه همه آنها سر تعظیم فرو می آورم، هر چند که با قدر ناشناسی بی سابقه ای مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملی ، ترور ، خس و خاشاک ، ده ها توهین دیگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصیه می کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با این ناملایمات رها نکنید، روحیه انقلابی و اسلامی و شعور سیاسی خود را پاس دارید ، همچنان به مانند امام که از «جمهوریت» همپای«اسلامیت» ارزش می داد، در مقابل تحجر ، واپس گرایی و تغییرات بدعت گونه دفاع کنید و بدانید که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل دیکتاتوری ، سرکوب ، واپس گرایی و اسلام طالبانی است. گرچه این انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسیب جدی وارد کرد اما مطمئن باشید که رای و اراده مردم پیروز نهایی این تحولات خواهد بود.
6. بیشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتی برای کشور مطرح کردم ، باور دارم و از همکاران می خواهم به آنچه مطرح کرده ام ، فکر کنند :به لزوم برنامه محوری در اداره کشور، احیای حقوق شهروندی،احیای آزادی های سیاسی و اجتماعی، پرداختن به حقوق اقلیت های مذهبی و قومی و توجه جدی به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش های فرهنگی و زبانی متنوع ایران ، توجه به حقوق زنان و برابری های مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفیت های به فراموشی سپرده شده قانون اساسی و چنانچه لازم باشد تغییر و بازنگری قانون اساسی به ویژه در ارتباط با قانون شوراها ، اداره مناطق مختلف کشور،مسایل مربوط به انتخابات و نظارت شورای نگهبان و موارد دیگر.
7. در جریان انتخابات و پس از اعلام نتیجه حیرت آور و اعجاب انگیز آن از هیچ اقدامی ولو مخاطره آمیز دریغ نکرده ام که مواردی از آن حسب اقتضا از طریق بیانیه هایی به استحضار شما ملت بزرگ رسیده و طبعا بعضی از اقدامات دیگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولی اجمالا یادآوری می کنم از هیچ فرصت متصوری همچون تماس، رایزنی، مکاتبه محرمانه با مراجع دینی و شخص رهبری و هر شخص حقیقی و حقوقی تاثیرگذار دیگر غفلت نکرده ام و صادقانه به شما می گویم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردی قرین توفیق نبوده است.
8. ضروری ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل های مدنی و حضور در احزاب و گروه های سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول خواهی و حرکت و تغییر را دراز می کنم و از همه شخصیت ها و گروه های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می کنم به این امر عظیم اقدام کنند.
مهدی کروبی تا آخر عمر پای این مردم و انقلاب اسلامی ایستاده است و تمامی مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه های اعلام شده به هر نحو ممکن پیگیری می کنم و در هر شرایطی با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه این راه تاکید می نمایم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ایستادگی و هوشیاری و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاری نیاز دارد. از علمای اسلام و بزرگان نیز دعوت می کنم که در صحنه سیاسی کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمایی آنها مثل گذشته همت گمارند.

مهدی کروبی
09/04/1388



{ آخرين صفحه } { صفحه بعدي }







لينكها

مقایسه d با زبانهای دیگر
از دلتنگی
آدرس کوتاه شده خودم twurl.nl/rat225
آدرس کوتاه شده خودم burnurl.com/BQ02O5
بهترین لینکدونی
سایت رسمی خاتمی
سایت اعتماد ملی


دوستان

marzi1221
showcaran
Persian Websites Directory
ابزارهای رایگان وب
Search Engine Optimization and SEO Tools
Provided by the IT training and IT trainingteam at computer training teams.