اشارت
ارسال شده در : 1388/10/7 01:08 AM
شاید بتوان گفت امروز برای اولین بار بعد از عاشورای سال 61 ه.ق، حکومتی به روی مردمش آتش گشود.
آری! امروز تاریخ شاهد صحنههای دلخراشی از به خون غلتیدن مردم بود!!! امیدوارم هر چه زودتر شاهد آزادی ایران باشیم.
امشب هم شام غریبان فرزندان سبز ایران است ... روحشان شاد
ارسال شده در : 1388/9/29 06:02 PM
بعد از گذشت فقط چند ساعت از درگذشت آیت الله منتظری مطالب زیادی توی وبلاگستان منتشر شده، مطلب قابل تاملی رو از اینجا براتون نقل میکنم:
"تمام تاریخ جهان را که بگردی فقط یک نلسون ماندلا است که با سلام و صلوات از زندان در آمد و یک راست به کاخ ریاست جمهوری رفت و بر صندلی قدرت تکیه زد. او همچنان محبوبترین سیاست مدار جهان است و مایهی افتخار قارهی افریقا و نمونهی مثال زدنی شرافت سیاسی در جهان. در هر شهر و کشوری را که بگردی یک مکانی به نام اوست یا مجسمهای از او در آن خود نمایی میکند. از جلوی پارلمان بریتانیا بگیرید تا اوکلند کالیفرنیا همه جا و همه جا نام اوست که بر سر زبانهاست.
اما اگر مردی که از زندان بدرآمد و بر صندلی قدرت تکیه زد این چنین شایستهی تکبیر و تکریم است دیگر برای مردی که با ارادهی خود صندلی قدرت را رها کرد و آگاهانه زندان را انتخاب کرد چه باید کرد؟
آیت الله حسینعلی منتظری اینگونه مردی بود. نقل است که روزی عبدالله نوری از او خورده گرفته که ای کاش شما چند ماه دیگر دندان بر روی جگر میگذاشتید تا بر جایگاه رهبری بنشینید و سپس شخصا به اصلاح امور بپردازید. منتظری با عتاب پاسخ داده که چگونه میتوانستم ظلم را ببینم و خاموش بنشینم و برای به قدرت رسیدنم زمینه چینی کنم (نقل به مضمون)
و او حبس با عزت را به آن صندلی آلوده به خون ترجیح داد و چه خوب که زنده ماند و دید که مردم هم او را بزرگ نگه داشتند و به خصوص در تجمعات اعتراضی که در این چند ماهه برگزار میکنند عاشقانهترینها را نثار او کردند. بیتردید حسینعلی منتظری شب گذشته وقتی آخرین لحظات زندگیاش را میگذراند خوشحال بود و سربلند. او در سرزمینی که مردمش به مرده پرستی شهرهاند در دوران زندگیاش شناخته شد و کیست که چنین چیزی را تجربه کند و خوشحال از دنیا نرود.
این سر که نشان سرپرستیست / امروز رها ز قید هستیست
با دیدهی عبرتش ببینید / کاین عاقبت وطن پرستیست"
من هم برای چند وقتی سر در اینجا رو سیاه میکنم.
یادش گرامی.
ارسال شده در : 1388/9/14 05:20 PM
دروغگو ترسوست و ترسو ایمیل را فیل.تر میکند!! اونم دو روز قبل از 16 آذر!
ارسال شده در : 1388/9/12 01:14 AM
اگه یادتون باشه توی پستهای قبل که راجع به ایرادهای iranweb3 حرف میزدیم یکی از اونا نداشتن فید یا همون خروجی RSS بود.
چون اغلب دوستان میدونن فید چیه فقط توضیح کوتاهی میدم و میرم سر اصل مطلب!
فرض کنید شما از یه وبلاگی مثل اشارت خوشتون اومده و میخواین هر موقع مطلب جدیدی نوشتم اونو بخونید. راه اولش اینه که هر روز به اینجا سر بزنید و ببینید مطلب جدیدی اضافه شده یا نه که معمولا هم نشده!!
راه بهتری برای اینکار هست و اون دادن فید ویلاگ من به یکی از ابزارهای آنلاین یا آفلاین فیدخوانه. که شما میتونید فید n تا وبلاگیو که هرروز میخونید رو بهش بدین تا اگه مطلب جدیدی به وبلاگی اضافه شد بهتون نشون بده و کلی تو وقت و پهنای بند مصرفیتون! صرفه جویی بشه. اطلاعات کاملتر راجع به فید رو میتونید از اینجا بخونید.
حالا این فید وبلاگو از کجا بیاریم میگم خدمتتون. معمولا توی سرویسهای وبلاگ نویسی بزرگ مثل وردپرس، بلاگاسپات، بلاگفا و ... آیکون نارنجی رنگی( ) در خود وبلاگ یا در نوار آدرس صفحه میتونید ببینید که وقتی روی اون کلیک کنید به صفحه ای میرید که میتونید سرویس فید خوان مورد نظرتون (ترجیحا گوگل ریدر) رو انتخاب کنید و ادامه ماجرا.
حالا اشکال اینجاست که iranweb3 همچین چیزیو نداره ولی ما هم از رو نمیریم و خودمون براش درست میکنیم. البته محدودیتهایی هم داره که باید تحملش کرد!!
یه روش که نیاز به هیج گونه کد نویسی هم نداره استفاده از سایت dapper هست.
بعد از اینکه ثبت نام کردید به اینجا برید و آدرس وبلاگتون رو بنویسید، گزینه RSS feed رو تیک بزنید و روی Next کلیک کنید.
یه صفحه Demo باز میشه که مراحل بعد رو آموزش میده. اونا رو خوب ببینید و طبق همون روال کار رو انجام بدید (منم همینجوری یاد گرفتم).
در نهایت آدرسی بهتون میده که آدرس فید وبلاگتون هست. تا همینجا هم کار تمومه ولی بهتره اون لینکو به feedburner بدید تا حداقل آمار کسایی که از طریق فید شما رو دنبال میکنن داشته باشید!
اکیدا توصیه میکنم برای خواندن فیدها از گوگل ریدر استفاده کنید چون علاوه بر گوگل بودنش و امکانات زیادی که داره از معدود سرویسهایی است که Right To Left رو پشتیبانی میکنه. شما اگه صفحه فید رو همینطوری نگاه کنید خطها رو درهم نشون میده که وقتی میدینش به گوگل ریدر خودش درست میکنه!
در پایان فید وبلاگ خودم رو در سایدبار میذارم(روی عکس کلیک کنید) تا هم بعنوان نمونه ببینید و هم اگه از مطالب این وبلاگ خوشتون میاد بیتونید بدون دردسر اونا رو بخونید!
اگه مراحل بالا رو انجام دادید و به مشکل برخوردید یا احتیاج به کمک داشتید در قسمت نظرات بنویسید یا به من ایمیل بزنید.
ارسال شده در : 1388/9/12 12:52 AM
این اعلامیه رو توی یکی از وبلاگها خوندم منم با یکمی تغییر اینجا میگذارمش:
"۱۶ آذر، روز اعتصاب و تظاهرات دانشجویی
با درود به مردم سبز اندیش ایران زمین بویژه دانشجویان و جوانان عزیر که تا به امروز نشان دادهاند بدرستی خواهان آزادی و دموکراسی هستند و تا رسیدن به آن عقب نخواهند نشست. در روزهای پس از انتخابات شاهد آن بودیم که مردم به هر نحوی و به هر سبکی از تمامی مناسبتهایی که تا دیروز از آنِ حکومت بود استفاده کرده و صدای ملت آزادیخواه ایران را به گوش جهانیان رسانیدهاند. در همین راستا، مردم و بخصوص دانشجویان آزاده ایرانی تصمیم دارند ۱۶ آذر که روز دانشجو نام دارد را به روز اعتصاب و تظاهرات دانشجویی تبدیل کنند. لذا در روز ۱۶ آذر در تمامی دانشگاههای سراسر کشور (آزاد، سراسری، پیامنور و…) دانشجوبان در کلاسها شرکت نخواهند کرد و همزمان در دانشگاهها به تظاهرات دست خواهند زد.
وعده ما: ۱۶ آذر"

توی عکس بالا با لوگوی دانشگاه آزاد و اون متن زیرش خیلی حال کردم!
امیدوارم مشارکت پچهها توی دانشگاه خودمون هم بیشتر باشه.
ارسال شده در : 1388/9/4 10:54 PM
میرحسین موسوی امروز چهارشنبه 88/9/4 بیانیه شماره 15 خودشو منتشر کرده. یه جاهاییش خیلی قشنگه حیفم اومد که شما نخونیدش!
نمیدونم به کجا لینک بدم که تبخیر!! نشده باشه پس زحمت سرچ کردنش با خودتون!
کل مطلبش راجع به بسیجه! اگه حوصله خوندن همشو ندارین از بند 6 به بعدشو بخونین، بازم اگه حوصله ندارین این چند تا بندی که اینجا گذاشتمو حتما بخونید:
"... مفاهیمی که فطرت مردم آنها را میپسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نامهایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان میآید قلب بعضی از آنان را مشمئز میکند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاهها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده میشوند. مگر نمیگوییم عنوانهایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیتها، و امثالشان محملهایی است تا قدرتها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمانهایی باشند از آنها فاصله میگیرند؟ مگر میخواهند مکتبشان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن میکنیم و ملاک بیدینی قرار میدهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزههایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس میگیرد زخمی شود؛ زخمهایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابانها میبینند."
"بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیشرویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازهترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباسهای مخوف میپوشند و در خیابانهای شهر آرایشهای نظامی به خود میگیرند تا هموطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را میترسانند چون خود میترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم میکنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمیکنند که با این رفتارهای کوتهبینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار میدهند."
"کافی است مردم بترسند تا پای قدرتها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشهدار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرتها با شعار آزادیبخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عینحال که وقتی ابوغریبها را به راه میانداختند طمع خویش را در چهرههای وحشتزده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور میگفتند شما همانهایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاحهای رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریستهای افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه میکشند. قربانیان ددمنشیهای صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را میپردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.
حال کسانی در داخل کشور میخواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایشهای آنان مردم یا نمیترسند، که نمیترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب میشود، و یا خدای ناکرده میترسند. در آن صورت آیا اسباببازیهای جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟
بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بینیاز نمیشویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریتهای خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهمتر از آرمانهای جنبش سبز ما را مجبور میکند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.
و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچمهای رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز میشویم."
ارسال شده در : 1388/8/8 09:02 AM
iranweb3 مشکلاتی داره که یه سریشون منو بیشتر آزار میده. حالا اونا چین میگم خدمتتون.
اولیش مشکل لینکها است. اینکه هر پستی لینک دائمی نداره و با این وجود نمیشه اونو به عناوین پستها لینک کرد!!
دوم نداشتن خروجی فید (RSS) برای هر وبلاگی! این مورد رو توی پست بعد توضیح میدم.
و سوم «ليست آخرين وبلاگهاي به روزشده» است که اصلی ترین مشکل اون نمایش عنوان وبلاگ!! به جای عنوان پست هست.
البته موارد دیگهای هم هست که این سه تا از نظر من مشکلات نابخشودنی iranweb3 است!
حل مشکلات اول و سوم فکر نمیکنم بیشتر از 10 دقیقه طول بکشه!! چون اینجا دیگه مدیر فنی نداره پس من از بقیه دوستان دعوت میکنم تو وبلاگشون چند تا از مشکلات اینچنینی رو بنویسین. اونا رو برای آقای کارگر بفرستیم و امیدوار باشیم که درست بشن ... نظرتون چیه؟
ارسال شده در : 1388/8/5 04:35 PM
از بین پوسترهایی که برای 13 آبان امسال هست، به نظرم اینا مفهومیتر و جالبترن!
شما چی فکر میکنید؟


ارسال شده در : 1388/8/5 04:25 PM
از پنجشنبه شب که iranweb3 دامینش expired شد تا امروز که دوباره تمدیدش کردند 2 روز میگذره.
تو این مدت حتما اتفاقهای زیادی افتاده که یکیش هم سالروز تولد من بود! میخواستم راجع بهش بنویسم که وبلاگ در دسترس نبود.
در هر صورت جمعه اول آبان 88، 22 سالم شد.
ارسال شده در : 1388/8/2 11:28 AM
اگر شما هم وبلاگ استاد کارگر را دیده باشید، جملهای که به چشم میخورد و عنوان وبلاگ است این است: «حکومت با کفر می ماند اما با ظلم هرگز».
راستش من زیاد هم مطمیءن نیستم! بیایید نگاهی به تاریخ بیندازیم. چیزی که من از تاریخ دیدم عکس این عنوان بود! اتفاقاً حاکمانی که در دوره خودشان جزء ظالمترین حکام به حساب میامدند با ایجاد ترس و خفقان زیاد، حکومت که هیچ، هر کاری هم خواستند کردند!! از دلایل اصلی ادامه پیدا نکردن این حکومتها مرگ آن دیکتاتور و جانشینی فردی نه به ظالمی فرد قبلی بود. نتیجتاً مردم آزادی نسبی بیشتر و ترس کمتری برای بیان انتقاداتشان داشتند تا رفته رفته قیامی شکل گرفته و آن حکومت را سرنگون کرده است یا جانشین مذکور اغلب خواسته های مردم را برآورده کرده و دیگر نیازی به قیام مردمی نبوده است.
دیکتاتورهای زیادی در تاریخ داریم مثل چنگیزخان در گذشتههای نسبتا دور، صدام، فرانکو (حکومت: 1939-1975) و ... در گذشتهای نچندان دور و حکومتهای چین، کرهشمالی و ... در زمان نوشتن این مطلب.
از نمونه های سرنگون شده به جز موارد اندکی که توسط ارتشی خارجی بوده بقیه نه تنها با ظلم سرنگون نشدند بلکه با ظلم بیشتر بقای حکومت خود را به نوعی تضمین میکردند.
برای مثال فرانکو دیکتاتور معاصر اسپانیا تا زمان مرگش حکومت کرد و دلیل ادامه نیافتن آن حکومت انتخاب جانشینی به ظاهر اشتباه!! بود. «خوان کارلوس» جانشین فرانکو و پادشاه فعلی اسپانیا بر خلاف تصور افرادی که او را برای جانشینی فرانکو انتخاب کرده بودند تغییراتی در اسپانیا بوجود آورد که امروز اسپانیا یکی از کشورهای پیشرو در دموکراسی است و یکی از جامعترین قانونهای اساسی دنیا را دارد!
توصیه میکنم این مقاله از رسول پدرام را حتما بخوانید: اسپانیا، از سلطنت به جمهوری، و از جمهوری به سلطنت
پس زیاد هم به این جمله تکیه نکنید!!
شما هم اگر نمونه هایی در تصدیق یا نقض این مطلب دارید بنوسید.
ارسال شده در : 1388/7/28 11:48 PM
درود بر دوستان
بعد از چند روز که برای ورود به وبلاگ اول (ehsrat) مشکل داشتم امروز یه a بهش اضافه کردم و اینی شده که الان میبینید.
مشکل اینجا بود که کاراکتر عجیبغریبی برای پسورد من ذخیره شده بود. یعنی این �
دلیلش هم اینه که پسورد رو طولانی انتخاب کرده بودم و چون اینجا مدیر فنی نداره تا پسورد جدیدی بهم بده!!!! مجبور به ایجاد وبلاگ جدید شدم.
در هر حال ویلاگ نویسی رو شروع میکنم و امیدوارم دوستان با نظراتشون منو راهنمایی کنن.
یسنوشت: ویرایش شد.
|